هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از جدایی از معشوق، درد عشق، و ناله‌های روحی خود سخن می‌گوید. او از غم و المی که بر دلش نشسته می‌نالد و آرزو می‌کند که کسی بتواند راز دلش را درک کند. همچنین، اشاره‌ای به ارادت به پیر عشق و بی‌توجهی به دنیای مادی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۵۰ - خدا ز سرو قد او مرا جدا نکند

خدا ز سرو قد او مرا جدا نکند
من و جدایی ازان سرو قد خدا نکند ۱

به صوت ناله نهفتم صدای سیل سرشک
که شرح راز دلم پیش کس ادا نکند ۲

چو استخوان نشانه چه مرده باشد
که ناوک تو رسد جان خود جدا نکند ۳

گرفت آینه ی طبع را غبار الم
چه گونه دل طلب جام غم زدا نکند ۴

صدای نی همه در دست نیست باد کسی
که کسب و جد ز ادراک این صدا نکند ۵

کسی که دست ارادت به پیر عشق نداد
به هیچ مرشدی آن به که اقتدا نکند ۶

فضولی از تو اگر یار غافلست مرنج
شهی چه باشد اگر رغبت گدا نکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - چو بهر زینت آن گلچهره در آیینه می بیند
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - هر دم از شوق لب لعلت دلم خون می شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.