هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق شدید و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از شوق دیدار معشوق و درد فراق می‌نالد و حالات روحی خود را توصیف می‌کند. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق مجنون‌وار، صبر در برابر بیداد روزگار و تفاوت بین ذوق عاشق و زاهد اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۵۱ - هر دم از شوق لب لعلت دلم خون می شود

هر دم از شوق لب لعلت دلم خون می شود
صورت حالم ز خون دل دگرگون می شود ۱

تا خطش سر زد ز رخ شد روز غم بر من دراز
موسمی کش روز می کاهد شب افزون می شود ۲

گر حذر داری ز دود آه من حرفی بگو
چاره دفع گزند مار ز افسون می شود ۳

جلوه ی حسنست مواج کمال عاشقی
هر که را لیلی نگاهی کرد مجنون می شود ۴

نیست این آتش که با آه منست از عشق تو
در دلم سوزی که از غیرست بیرون می شود ۵

زین غم و محنت که در آغاز عشقت می کشم
می شود معلوم کآخر حال من چون می شود ۶

گر کند محزونیم شادش ز من پنهان کنید
شاد می بیند مرا ناگاه محزون می شود ۷

ذوقی از قد بتان حاصل نشد زهاد را
طبع ناموزون کجا با سعی موزون می شود ۸

می شود حاصل فضولی مقصد از دوران دل
با وجود صبر بر بی داد گردون می شود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - خدا ز سرو قد او مرا جدا نکند
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - هر پری چهره که دوران بجهان می آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.