هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد عشق و فراق را بیان میکند. شاعر از رنجهای عشق، تیرهای ملامت، و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را با تصاویر شاعرانه مانند شمع، تیر، و گلشن توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ملامت و درد عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
شماره ۱۶۰ - هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود
هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود
چون زره گر سینه چاک من از آهن بود ۱
سر بود بر خاک بهر سجده شکرم مدام
گر سر کویت پس از مردن مرا مدفن بود ۲
بی تو ای جان گریه ام تسکین نمی یابد دمی
شمع چون من نیست او را گریه تا مردن بود ۳
نیست تار شمع را بی شعله آتش فروغ
بی غم لعلت نمی خواهم رگی در تن بود ۴
شهره دهرست مجنون در ملامت لاجرم
هر که باشد مبتلای چون تویی چون من بود ۵
سوی گلشن باغبان بیهوده تکلیفم مکن
کی مرا دور از سر کویش سر گلشن بود ۶
از فضولی کاش نگذارد نشان سودای دوست
تا بکی آماج تیر طعنه دشمن بود ۷
چون زره گر سینه چاک من از آهن بود ۱
سر بود بر خاک بهر سجده شکرم مدام
گر سر کویت پس از مردن مرا مدفن بود ۲
بی تو ای جان گریه ام تسکین نمی یابد دمی
شمع چون من نیست او را گریه تا مردن بود ۳
نیست تار شمع را بی شعله آتش فروغ
بی غم لعلت نمی خواهم رگی در تن بود ۴
شهره دهرست مجنون در ملامت لاجرم
هر که باشد مبتلای چون تویی چون من بود ۵
سوی گلشن باغبان بیهوده تکلیفم مکن
کی مرا دور از سر کویش سر گلشن بود ۶
از فضولی کاش نگذارد نشان سودای دوست
تا بکی آماج تیر طعنه دشمن بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۹ - نکویی گرد بادست این که بر من خاک می بارد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۱ - ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.