هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق و ناکامی سخن میگوید. شاعر از تنهایی و خلوت خود مینالد و بیان میکند که حتی در جمعها نیز آرامش نمییابد. او از عشق نافرجام و دلتنگیهایش میگوید و اشاره میکند که عاشقان واقعی همواره در رنج هستند و سخنی از کامروایی در میان آنان نیست. همچنین، شاعر به زیباییهای طبیعت و مقایسه آن با معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عرفانی و پیچیدهی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶۲ - ببزم او سخن از درد من نمی گذرد
ببزم او سخن از درد من نمی گذرد
چه خلوتیست که آنجا سخن نمی گذرد ۱
گذشت دل ز دو عالم بدور روی تو لیک
ازان دو سلسله خم بخم نمی گذرد ۲
نمی کشد دل تنگم بمجمعی که درو
زمان زمان سخنی زان دهن نمی گذرد ۳
مقید قد و رخسار گلرخان بچمن
پی نظاره سرو و سمن نمی گذرد ۴
اساس مجمع ارباب عشق ناکامیست
حدیث کام دران انجمن نمی گذرد ۵
نمی رسد بحظوظ سرور روحانی
کسی که از سر حظ بدن نمی گذرد ۶
دمی نمی گذرد بر فضولی بی دل
که در دلش غم آن سیمتن نمی گذرد ۷
چه خلوتیست که آنجا سخن نمی گذرد ۱
گذشت دل ز دو عالم بدور روی تو لیک
ازان دو سلسله خم بخم نمی گذرد ۲
نمی کشد دل تنگم بمجمعی که درو
زمان زمان سخنی زان دهن نمی گذرد ۳
مقید قد و رخسار گلرخان بچمن
پی نظاره سرو و سمن نمی گذرد ۴
اساس مجمع ارباب عشق ناکامیست
حدیث کام دران انجمن نمی گذرد ۵
نمی رسد بحظوظ سرور روحانی
کسی که از سر حظ بدن نمی گذرد ۶
دمی نمی گذرد بر فضولی بی دل
که در دلش غم آن سیمتن نمی گذرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - تا باد پرده از رخ آن سیمبر فکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.