هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق ناکام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از دشنامهای معشوق به عنوان نشانهای از توجه و حتی آرامشبخش یاد میکند. همچنین، از اضطراب و سردرگمی در برابر رفتار معشوق و احساس بیکسی در برابر محنتهای روزگار مینالد. در نهایت، شاعر به بیخودی و مستی به عنوان راهی برای رهایی از دردها اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند دشنام، اضطراب، و رنجهای عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۱ - ماه من کز لعل لب کامی بهر ناکام داد
ماه من کز لعل لب کامی بهر ناکام داد
خواستم من نیز کام خود مرا دشنام داد ۱
برد هوشم را بدشنامی لبش یا ساقی
بهر مستی از می تلخی مرا یک جام داد ۲
مضطرب بودم که آیا چیست قدرم پیش او
اضطرابم را بدشنامی لبش آرام داد ۳
مردم از ذوقی که در دشنام آن لب یافتم
جان فدای نشأه کان باده گلفام داد ۴
چیست جرم من که مخصوصم بداغ هجر کرد
آنکه بر خوان وصال خود صلای عام داد ۵
بس که هوشم برد گفتارش ندانستم که او
وعده کشتن مرا یا مژده انعام داد ۶
با فضولی محنت ایام را کاری نماند
بی خودی او را نجات از محنت ایام داد ۷
خواستم من نیز کام خود مرا دشنام داد ۱
برد هوشم را بدشنامی لبش یا ساقی
بهر مستی از می تلخی مرا یک جام داد ۲
مضطرب بودم که آیا چیست قدرم پیش او
اضطرابم را بدشنامی لبش آرام داد ۳
مردم از ذوقی که در دشنام آن لب یافتم
جان فدای نشأه کان باده گلفام داد ۴
چیست جرم من که مخصوصم بداغ هجر کرد
آنکه بر خوان وصال خود صلای عام داد ۵
بس که هوشم برد گفتارش ندانستم که او
وعده کشتن مرا یا مژده انعام داد ۶
با فضولی محنت ایام را کاری نماند
بی خودی او را نجات از محنت ایام داد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۰ - هر که چراغی ز برق آه ندارد
گوهر بعدی:شماره ۱۷۲ - طعنه اغیار بهر یار می باید کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.