هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج‌های عاشقانه و ناامیدی‌های خود سخن می‌گوید. او از بی‌وفایی معشوق و دردهای دلش می‌نالد و احساس تنهایی و غم را بیان می‌کند. همچنین، از عشق بی‌پاسخ و رنج‌های ناشی از آن صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

شماره ۱۸۸ - رنجیدم از دل خواهمش زلف ستمکاری برد

رنجیدم از دل خواهمش زلف ستمکاری برد
گردد هزاران پاره و هر پاره را تاری برد ۱

تنها نه یار من همین با من ندارد یاری
یاری نمی بینم که او غم از دل یاری برد ۲

خونی که در دل داشتم با خاک کویش ریختم
تا کی دل بی طاقتم هر جا رود باری برد ۳

پیش چراغ ای شمع جولان مکن مپسند دل
هر دم ز بهر سایه ات رشکی ز دیواری برد ۴

آن غمزه را رخصت مده کز عشوه سازی هر زمان
آزار شیدایی دهد آرام افکاری برد ۵

بر خود خیال زیستن بسته دل بی خود ولی
مشکل که آن خونخواره جان از چون تو خونخواری برد ۶

شادم فضولی زانکه ره بردم بخاک کوی او
خوش آنکه شیدا بلبلی راهی بگلزاری برد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - نظر بازی که حیران رخ آن سیمتن باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - چو پاره پاره دل از دیده ترم افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.