هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناامیدی و شکایت شاعر از بی‌اعتنایی معشوق است. شاعر از سنگدلی معشوق، بی‌پاسخی به ناله‌هایش، و عدم وفاداری او گلایه می‌کند و در نهایت به رندی و آزادگی روی می‌آورد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، ناامیدی و رندی است که برای درک عمیق‌تر نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۹۵ - بخاک بنده رحم ای دلربا از تو نمی آید

بخاک بنده رحم ای دلربا از تو نمی آید
تو سنگین دل بنی کار خدا از تو نمی آید ۱

چه سنگین دل کسی کز ناله و آهم نمی ترسی
ز سنگ خاره می آید صدا از تو نمی آید ۲

طریق مهربانی خوب می باشد ز محبوبان
تو هم محبوبی این خوبی چرا از تو نمی آید ۳

نمی آری ترحم بر من و سویم نمی آیی
ترا دانسته ام این کارها از تو نمی آید ۴

سوی ما نامه می خواستم هر لحظه بفرستی
چه حاصل آنچه می خواهیم ما از تو نمی آید ۵

وفای خود مگر صرف رقیبان کرده ای گل
که من جستم بسی بوی وفا از تو نمی آید ۶

فضولی بگذر از قید ورع می نوش و رندی کن
طریق زهد و آیین ربا از تو نمی آید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - دل اسیر خم گیسوی تو شد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - جای ما کوی تو خواهد بود تا خواهیم بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.