هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، عشق به معشوق الهی را توصیف میکند که بیکران و جاودانه است. شاعر از تأثیر عمیق این عشق بر دل و جهان سخن میگوید و بیان میکند که همه چیز در برابر این عشق ناچیز است. او از رسیدن به وصال معشوق و شادی ناشی از آن سخن میگوید و در نهایت، همه چیز را به معشوق الهی نسبت میدهد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۳۷ - ای راه تو بحر بی کرانه
ای راه تو بحر بی کرانه
عشق تو ندیم جاودانه ۱
از عشق تو صد هزار آتش
در سینه همی زند زبانه ۲
گر بنماید زبانهای روی
برهم سوزد همه زمانه ۳
دو کون به هیچ باز آمد
زین گونه که عشق کرد خانه ۴
مرغ دل ما ز عشق تو ساخت
بیرون دو کون آشیانه ۵
مرغی که چنین شگرف افتاد
خون میگرید ز شوق دانه ۶
گفتم دل پر غم من آخر
گردد به وصال شادمانه ۷
در عشق تو چون قدم توان زد
پیش قدمی صد آستانه ۸
فیالجمله چه گویم و چه جویم
جمله تویی و دگر بهانه ۹
مقصود تویی و جز تو هیچ است
این است سخن دگر فسانه ۱۰
عطار چو بی نشان شد از تو
او را بنشان ازین نشانه ۱۱
عشق تو ندیم جاودانه ۱
از عشق تو صد هزار آتش
در سینه همی زند زبانه ۲
گر بنماید زبانهای روی
برهم سوزد همه زمانه ۳
دو کون به هیچ باز آمد
زین گونه که عشق کرد خانه ۴
مرغ دل ما ز عشق تو ساخت
بیرون دو کون آشیانه ۵
مرغی که چنین شگرف افتاد
خون میگرید ز شوق دانه ۶
گفتم دل پر غم من آخر
گردد به وصال شادمانه ۷
در عشق تو چون قدم توان زد
پیش قدمی صد آستانه ۸
فیالجمله چه گویم و چه جویم
جمله تویی و دگر بهانه ۹
مقصود تویی و جز تو هیچ است
این است سخن دگر فسانه ۱۰
عطار چو بی نشان شد از تو
او را بنشان ازین نشانه ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳۶ - ای شکر با لب تو شیرین نه
گوهر بعدی:غزل ۷۳۸ - من کیم اندر جهان سرگشتهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.