هوش مصنوعی: این متن بیانگر احساسات عمیق و دردناک شاعر درباره سرگشتگی، نفاق و دوری از معشوق است. شاعر از خود و وضعیتش ناراضی است و آرزو می‌کند که هرگز به این وضعیت دچار نشده بود. او از دوری از معشوق و ناتوانی در یافتن راه درست شکایت می‌کند و از زندگی پر از ریا و نفاق خود اظهار ناراحتی می‌کند.
رده سنی: 18+ این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، موضوعات مطرح شده مانند سرگشتگی، نفاق و عشق از نوعی پیچیدگی برخوردارند که برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است قابل درک نباشد.

غزل ۷۳۸ - من کیم اندر جهان سرگشته‌ای

من کیم اندر جهان سرگشته‌ای
در میان خاک و خون آغشته‌ای ۱

در ریای خود منافق پیشه‌ای
در نفاق خود ز حد بگذشته‌ای ۲

شهرگردی خودنمایی رهزنی
مفلسی بی پا و سر سرگشته‌ای ۳

در ازل گویی قلم رندم نبشت
کاشکی هرگز قلم ننبشته‌ای ۴

یک سر سوزن ندیدم روی دوست
پس چرا گم کرده‌ام سر رشته‌ای ۵

برهمی جوید دلم ناکشته تخم
کاشکی یک تخم هرگز کشته‌ای ۶

کیست عطار این سخن را هیچکس
با دلی خاکی به خون بسرشته‌ای ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۳۷ - ای راه تو بحر بی کرانه
گوهر بعدی:غزل ۷۳۹ - دوش وقت صبح چون دل داده‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.