هوش مصنوعی: این متن از گلایه‌های شاعر دربارهٔ رفتار ناعادلانه و جفاکارانهٔ فلک (سرنوشت یا زمانه) سخن می‌گوید. شاعر احساس می‌کند که فلک همواره او را از وصال معشوق دور می‌کند، به او ستم روا می‌دارد و باعث رنج عاشقان می‌شود. او از این بی‌عدالتی و دشمنی فلک شکایت دارد و به دنبال پاسخ است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل مفاهیم انتزاعی مانند «فلک» و «جفا» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۳۹ - ما را ز وصل دوست جدا می کند فلک

ما را ز وصل دوست جدا می کند فلک
باز این چه دشمنیست بما می کند فلک ۱

کار فلک همیشه بما نیست جز جفا
آه این چه کارهاست چها می کند فلک ۲

می افکند مدام ز خوبان جدا مرا
کاری که خوب نیست چرا می کند فلک ۳

تا نسبتی بخود دهدم از یگانگی
قدر مرا همیشه دو تا می کند فلک ۴

می پرورد نهال قد دلبران بناز
ما را نشان تیر بلا می کند فلک ۵

محبوب نیست بهر چه چندین جفا و جور
بر عاشقان بی سر و پا می کند فلک ۶

مقصود ما وفاست فضولی ولی چه سود
با ما مخالف است جفا می کند فلک ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - بود درد دل از سودای عشقت حاصل عاشق
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - کرد از خون جگر چرخ تنم را نمناک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.