هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق و هجران معشوق میگوید. او از بیپاسخی معشوق، تلخیهای عشق و محرومیت از وصال شکایت دارد و بیان میکند که عشق، آنچه را برای دیگران حلال است، بر او حرام کرده است. همچنین، او از ناتوانی در رهایی از دام عشق سخن میگوید، حتی اگر به ضعف و ناتوانی افتاده باشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و هجران ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۴۲ - نچندانست مرا در غم هجران تو حال
نچندانست مرا در غم هجران تو حال
که توان گفت و توان دید و توان کرد خیال ۱
الم و درد و غم و محنت عشقت دارم
همه وقت و همه روز و همه ماه و همه سال ۲
دور بر عکس مرادست ازان می طلبم
ز وصال تو فراق و ز فراق تو وصال ۳
ز تو هرگز بسؤالی نشنیدیم جواب
چه جوابست ترا گر شود این از تو سؤال ۴
تلخی زهر غمت کرد ملولم ز حیات
چه شود شربت اهل تو کند دفع ملال ۵
شدم از وصل تو محروم چه دین دارد عشق
که بمن کرد حرام آنچه بغیرست حلال ۶
نیست ممکن که بران زلف ببندم خود را
گر چه از ضعف فضولی شده ام موی مثال ۷
که توان گفت و توان دید و توان کرد خیال ۱
الم و درد و غم و محنت عشقت دارم
همه وقت و همه روز و همه ماه و همه سال ۲
دور بر عکس مرادست ازان می طلبم
ز وصال تو فراق و ز فراق تو وصال ۳
ز تو هرگز بسؤالی نشنیدیم جواب
چه جوابست ترا گر شود این از تو سؤال ۴
تلخی زهر غمت کرد ملولم ز حیات
چه شود شربت اهل تو کند دفع ملال ۵
شدم از وصل تو محروم چه دین دارد عشق
که بمن کرد حرام آنچه بغیرست حلال ۶
نیست ممکن که بران زلف ببندم خود را
گر چه از ضعف فضولی شده ام موی مثال ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - ای از تو بی دلان را درمان درد حاصل
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.