هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از حیرت و شگفتیای که معشوق در او ایجاد کرده است، سخن میگوید و از بازیها و دامهایی که معشوق برای او گسترده است، شکایت میکند. شاعر همچنین از عشق و فداکاری خود نسبت به معشوق صحبت میکند و از این که معشوق او را در چاه عشق اسیر کرده است، گلایه میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی داشته باشد تا به درستی درک شود.
غزل ۷۴۰ - ماه را در مشک پنهان کردهای
ماه را در مشک پنهان کردهای
مشک را بر مه پریشان کردهای ۱
چشم عقل دوربین را روز و شب
بر جمال خویش حیران کردهای ۲
از شکنج زلف رستم افکنت
هر زمان صد گونه دستان کردهای ۳
دام مشکین است زلف عنبرینت
دام مشکین عنبر افشان کردهای ۴
من دل و جان خوانمت از جان و دل
تو چنین قصد دل و جان کردهای ۵
یوسف عهدی کزان چاه چو سیم
پوست بر من همچو زندان کردهای ۶
گفتمت بردی به بازی دل ز من
این خصومت باز بازان کردهای ۷
چشم تو میگوید از تو خامشی
کین چنین بازی فراوان کردهای ۸
در صفات حسن خود عطار را
تا که جان دارد ثناخوان کردهای ۹
مشک را بر مه پریشان کردهای ۱
چشم عقل دوربین را روز و شب
بر جمال خویش حیران کردهای ۲
از شکنج زلف رستم افکنت
هر زمان صد گونه دستان کردهای ۳
دام مشکین است زلف عنبرینت
دام مشکین عنبر افشان کردهای ۴
من دل و جان خوانمت از جان و دل
تو چنین قصد دل و جان کردهای ۵
یوسف عهدی کزان چاه چو سیم
پوست بر من همچو زندان کردهای ۶
گفتمت بردی به بازی دل ز من
این خصومت باز بازان کردهای ۷
چشم تو میگوید از تو خامشی
کین چنین بازی فراوان کردهای ۸
در صفات حسن خود عطار را
تا که جان دارد ثناخوان کردهای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳۹ - دوش وقت صبح چون دل دادهای
گوهر بعدی:غزل ۷۴۱ - مورچهٔ قیرفام بر قمر آوردهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.