هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و درد فراق میگوید. او از دیدن معشوق و یاد لبخندهایش اشک میریزد و خود را در بلای عشق گرفتار میبیند. تصاویری از ناامیدی، اشک، و درد هجران در شعر دیده میشود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات درد و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۷۰ - درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
در این خانه را از پاره های دل بر آوردم ۱
سزد گر جان فشانم بر درت کین نقد را بر کف
ز اقلیم عدم بهر نثار این در آوردم ۲
گرفتم کاکلت را بر سرم افتاد سودایت
بدست خویشتن خود را بلایی بر سر آوردم ۳
نمودی رخ ز تاب مهر رویت خشک شد دردم
ز بهر گریه هر آبی که در چشم تر آوردم ۴
مصور یافتم پیش نظر صد فتنه را صورت
بدل هر گه خیال آن بت مه پیکر آوردم ۵
نهال باغ دردم تازه تازه نعل و داغم بین
بهار هجر دیدم برک بنمودم بر آوردم ۶
فضولی زان سبب آید مرا این گریه بر گریه
که یاد از خنده های آن لب جان پرور آوردم ۷
در این خانه را از پاره های دل بر آوردم ۱
سزد گر جان فشانم بر درت کین نقد را بر کف
ز اقلیم عدم بهر نثار این در آوردم ۲
گرفتم کاکلت را بر سرم افتاد سودایت
بدست خویشتن خود را بلایی بر سر آوردم ۳
نمودی رخ ز تاب مهر رویت خشک شد دردم
ز بهر گریه هر آبی که در چشم تر آوردم ۴
مصور یافتم پیش نظر صد فتنه را صورت
بدل هر گه خیال آن بت مه پیکر آوردم ۵
نهال باغ دردم تازه تازه نعل و داغم بین
بهار هجر دیدم برک بنمودم بر آوردم ۶
فضولی زان سبب آید مرا این گریه بر گریه
که یاد از خنده های آن لب جان پرور آوردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۹ - گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
گوهر بعدی:شماره ۲۷۱ - بنایی از حباب اشک چشم خون فشان کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.