هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره جدایی، رنج عشق و مرگ است. شاعر از درد هجران، رسوایی و بندهای زندگی شکایت دارد و آرزوی آزادی حتی در مرگ را میکند. او از قید و بندهای زندگی خسته شده و مرگ را تسکینبخش میداند، اما حتی در آنجا نیز آرامش نمییابد.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق عرفانی، عاشقانه و وجودی در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین موضوعات سنگینی مانند مرگ، رنج و هجران ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۶۹ - گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
گه جولان غبار انگیز از آن شد رخش جانانم
که زد دستی و گرد تن فشاند از دامن جانم ۱
ز کف دامان رسوایی نخواهم داد تا وقتی
که گردد خاک پیراهن لحد چاک گریبانم ۲
چو مردم در تجرد به که باشم از کفن عاری
نمی خواهم که گرد قید بنشیند بدامانم ۳
منه روز اجل بار کفن ای همنشین بر من
کفن از پنبه های زخم بس بر جسم عریانم ۴
دهد لوح مزارم چون زبان شرح غم هجرت
اجل دور از تو چون سازد بزیر خاک پنهانم ۵
ز مژگان التماس گرد راهت می کند مردم
که می مالد دمادم روی خود بر پای مژگانم ۶
فضولی محنتم را از لحد تسکین نشد حاصل
دری دیگر گشود این رخنه بر زندان هجرانم ۷
که زد دستی و گرد تن فشاند از دامن جانم ۱
ز کف دامان رسوایی نخواهم داد تا وقتی
که گردد خاک پیراهن لحد چاک گریبانم ۲
چو مردم در تجرد به که باشم از کفن عاری
نمی خواهم که گرد قید بنشیند بدامانم ۳
منه روز اجل بار کفن ای همنشین بر من
کفن از پنبه های زخم بس بر جسم عریانم ۴
دهد لوح مزارم چون زبان شرح غم هجرت
اجل دور از تو چون سازد بزیر خاک پنهانم ۵
ز مژگان التماس گرد راهت می کند مردم
که می مالد دمادم روی خود بر پای مژگانم ۶
فضولی محنتم را از لحد تسکین نشد حاصل
دری دیگر گشود این رخنه بر زندان هجرانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - بیک جام لبالب آنچنان کن ساقیا مستم
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - درون خانه چشم آن صنم را تا در آوردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.