هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. او با وجود آگاهی از بیثباتی عشق، همچنان به آن پایبند است و از دنیاطلبان و افراد مادیگرا بیزار است. شاعر از گریههای فراوان خود میگوید و امیدوار است که با بیان دردش، چارهای بیابد. او همچنین از طعنههای دیگران میترسد و در نهایت اعتراف میکند که درمان درد عشق ممکن نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و انتقاد از جامعه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۷۹ - زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنم
زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنم
مقصود ذکر اوست که تکرار می کنم ۱
دارم زهر که طالب دنیاست نفرتی
سلطانم از گدا صفتان عار می کنم ۲
ناصح مگو که عشق بتان را ثبات نیست
عمریست من تردد این کار می کنم ۳
کم می شود ز گریه چو خونابه جگر
بد می کنم که گریه بسیار می کنم ۴
باشد که از کسی بتوان یافت چاره
با هر که هست درد تو اظهار می کنم ۵
در ترک ناله ام مکن اندیشه دگر
اندیشه ز طعنه اغیار می کنم ۶
کس را ز درد عشق فضولی نجات نیست
بیهوده من علاج دل زار می کنم ۷
مقصود ذکر اوست که تکرار می کنم ۱
دارم زهر که طالب دنیاست نفرتی
سلطانم از گدا صفتان عار می کنم ۲
ناصح مگو که عشق بتان را ثبات نیست
عمریست من تردد این کار می کنم ۳
کم می شود ز گریه چو خونابه جگر
بد می کنم که گریه بسیار می کنم ۴
باشد که از کسی بتوان یافت چاره
با هر که هست درد تو اظهار می کنم ۵
در ترک ناله ام مکن اندیشه دگر
اندیشه ز طعنه اغیار می کنم ۶
کس را ز درد عشق فضولی نجات نیست
بیهوده من علاج دل زار می کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۸ - بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
گوهر بعدی:شماره ۲۸۰ - هر لحظه صد جفا ز بلای تو می کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.