هوش مصنوعی:
شاعر از جدایی و درد دلش میگوید، از عشق و مهر ماهی که با خود میبرد، از دیوانگی سفر و عقلگریزی، از ملامتها و نالههایش، و از عشق دورینشدنی به معشوق. او با اشک و آه شهر را ترک میکند و به دنبال پناهگاهی برای فرار از غم میگردد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دیوانگی، درد عشق، و غمزدگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۰۰ - می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم
می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برم
کوه دردی با تن چون برگ کاهی می برم ۱
از سر کویت سفر نوعیست از دیوانگی
این قدر من هم بکوی عقل راهی می برم ۲
از ملامت چون رهم کز ناله هرجا می روم
بر گرفتاری خود با خود گواهی می برم ۳
کی توانم بر زبان آورد نام دوریت
من که صد فیض از رخت در هر نگاهی می برم ۴
گر برد ذوق وصالت از دل من دور نیست
این که رشکی از رقیبان تو گاهی می برم ۵
دل ز بویت دیده از رویت سروری داشتند
می روم حالا پر از اشکی و آهی می برم ۶
گر کنم میخانه را منزل فضولی دور نیست
چون کنم از بیم غم آنجا پناهی می برم ۷
کوه دردی با تن چون برگ کاهی می برم ۱
از سر کویت سفر نوعیست از دیوانگی
این قدر من هم بکوی عقل راهی می برم ۲
از ملامت چون رهم کز ناله هرجا می روم
بر گرفتاری خود با خود گواهی می برم ۳
کی توانم بر زبان آورد نام دوریت
من که صد فیض از رخت در هر نگاهی می برم ۴
گر برد ذوق وصالت از دل من دور نیست
این که رشکی از رقیبان تو گاهی می برم ۵
دل ز بویت دیده از رویت سروری داشتند
می روم حالا پر از اشکی و آهی می برم ۶
گر کنم میخانه را منزل فضولی دور نیست
چون کنم از بیم غم آنجا پناهی می برم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - ما فراغ از غم بیش و کم عالم داریم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - می روم در سینه صد درد نهانی می برم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.