هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از درد عشق و رنج هجران میگوید و از ملامتهای اطرافیان شکایت دارد. او عشق را راهی پر از رنج و ملامت میداند و از ناتوانی خود در تحمل این دردها سخن میگوید. همچنین، به ناامیدی و حس رسوایی ناشی از آه و نالههایش اشاره میکند و از دشواریهای مسیر عشق مینالد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات حاوی اندوه و ناامیدی هستند که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۰۳ - نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنم
ور کنم با طعنه اهل ملامت چون کنم ۱
می کند رسوا مرا هر جا که باشم دود آه
سخت دشوارست رفع این علامت چون کنم ۲
جز ملامت نیست رسم راه پیمایان عشق
من درین ره دعوی صبر و سلامت چون کنم ۳
هست از سر دلم پیر مغان را آگهی
منکر حس چون شوم نفی کرامت چون کنم ۴
در نمی آید بلای روز هجران در حساب
نسبت این روز با روز قیامت چون کنم ۵
چون متاعی نیست جز محنت سرای درد را
من درین محنت سرا میل اقامت چون کنم ۶
گر چه می فرمایدم ناصح فضولی ترک عشق
عاقلم کاری که می آرد ندامت چون کنم ۷
ور کنم با طعنه اهل ملامت چون کنم ۱
می کند رسوا مرا هر جا که باشم دود آه
سخت دشوارست رفع این علامت چون کنم ۲
جز ملامت نیست رسم راه پیمایان عشق
من درین ره دعوی صبر و سلامت چون کنم ۳
هست از سر دلم پیر مغان را آگهی
منکر حس چون شوم نفی کرامت چون کنم ۴
در نمی آید بلای روز هجران در حساب
نسبت این روز با روز قیامت چون کنم ۵
چون متاعی نیست جز محنت سرای درد را
من درین محنت سرا میل اقامت چون کنم ۶
گر چه می فرمایدم ناصح فضولی ترک عشق
عاقلم کاری که می آرد ندامت چون کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۲ - از آن رو با تو من آیینه را همتا نمی بینم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۴ - روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.