هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از ناتوانی خود در درک اسرار عشق و هستی سخن میگوید. او به رقیب و ریا اشاره میکند و از بیخبری خود از رسمهای دنیا میگوید. شاعر از مستی و عشق به معشوق صحبت میکند و در نهایت از فضولی دیگران در کار خود گله میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و عشق ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
شماره ۳۰۸ - ازو پرسید سر آن دهان را من نمی دانم
ازو پرسید سر آن دهان را من نمی دانم
خدا می داند این سر نهان را من نمی دانم ۱
بجان نظاره او می کنم از دیده مستغنی
حیات من بدرد اوست جان را من نمی دانم ۲
رقیب از مهربانیهای آن بت می زند لافی
دروغست این مگر رسم بتان را من نمی دانم ۳
چه گونه شمع همرازم بود شبهای تنهایی
که گرد آرد زبانی آن زبان را من نمی دانم ۴
مپرس ای همنشین آیین ارباب ریا از من
جمیع خلق می دانند آن را من نمی دانم ۵
مکن در ترک جام و میل تقوی عیب من ساقی
تو می دانی بد و نیک جهان را من نمی دانم ۶
فضولی گر همی خواهی که باشم با تو هم مشرب
تو خود بنما ره کوی مغان را من نمی دانم ۷
خدا می داند این سر نهان را من نمی دانم ۱
بجان نظاره او می کنم از دیده مستغنی
حیات من بدرد اوست جان را من نمی دانم ۲
رقیب از مهربانیهای آن بت می زند لافی
دروغست این مگر رسم بتان را من نمی دانم ۳
چه گونه شمع همرازم بود شبهای تنهایی
که گرد آرد زبانی آن زبان را من نمی دانم ۴
مپرس ای همنشین آیین ارباب ریا از من
جمیع خلق می دانند آن را من نمی دانم ۵
مکن در ترک جام و میل تقوی عیب من ساقی
تو می دانی بد و نیک جهان را من نمی دانم ۶
فضولی گر همی خواهی که باشم با تو هم مشرب
تو خود بنما ره کوی مغان را من نمی دانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - نیست در آیینه عکس آن صنم
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.