هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه درونی خود سخن میگوید، از عشق نافرجام و رنجهای عاطفی شکایت دارد و احساس تنهایی و اسارت در غم را بیان میکند. او از جفای معشوق و طعن رقیبان نیز گله میکند، اما در نهایت تسلیم سرنوشت است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۰۹ - در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
چه کنم آه چه سازم دل پرخون دارم ۱
بر من ای شمع مزن خنده که سرمایه عشق
گر سرشکست و فغان من ز تو افزون دارم ۲
من اسیر غم دل ماندم و مجنون فرسود
تاب من بر غم دل بیش ز مجنون دارم ۳
سوختم قطره آبی نزدم بر آتش
گر چه از اشک وطن در دل جیحون دارم ۴
حال بودست مرا بد همه وقت ولی
هرگز این حال نبودست که اکنون دارم ۵
گه ز درد تو کنم ناله گه از طعن رقیب
وه که اندوه درون و غم بیرون دارم ۶
گر چه آن ماه جفا کرد فضولی بر من
من ندارم گله از ماه ز گردون دارم ۷
چه کنم آه چه سازم دل پرخون دارم ۱
بر من ای شمع مزن خنده که سرمایه عشق
گر سرشکست و فغان من ز تو افزون دارم ۲
من اسیر غم دل ماندم و مجنون فرسود
تاب من بر غم دل بیش ز مجنون دارم ۳
سوختم قطره آبی نزدم بر آتش
گر چه از اشک وطن در دل جیحون دارم ۴
حال بودست مرا بد همه وقت ولی
هرگز این حال نبودست که اکنون دارم ۵
گه ز درد تو کنم ناله گه از طعن رقیب
وه که اندوه درون و غم بیرون دارم ۶
گر چه آن ماه جفا کرد فضولی بر من
من ندارم گله از ماه ز گردون دارم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۸ - ازو پرسید سر آن دهان را من نمی دانم
گوهر بعدی:شماره ۳۱۰ - چو طفلان پیشه ای جز گریه در عالم نمی دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.