هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، ناامیدی و بیعلاقگی به زندگی سخن میگوید. او از عدم درک دیگران نسبت به دردهایش شکایت دارد و احساس میکند که راهی برای ارتباط با دیگران نمیشناسد. همچنین، از نفرت از خود و ناآگاهی از خوشحالی دیگران صحبت میکند. در نهایت، او به تقدیر و سرنوشت اشاره میکند و بیان میکند که دلیل این پریشانی را نمیداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند تنهایی، نفرت از خود و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامناسب باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۳۱۰ - چو طفلان پیشه ای جز گریه در عالم نمی دانم
چو طفلان پیشه ای جز گریه در عالم نمی دانم
نمی داند کسی درد مرا من هم نمی دانم ۱
بوحشت بس که معتادم ز خود هم کرده ام نفرت
طریق الفت جنس بنی آدم نمی دانم ۲
غم دل با که گویم راز دل پیش که بگشایم
ز غم مردم چه سازم چاره این غم نمی دانم ۳
نیم آگه ز خود تا کی غمم پرسی دلم جویی
چه می گویی چه می جویی تو ای همدم نمی دانم ۴
خیال خرمی هرگز نگردانیده ام در دل
دل کس در جهان چون می شود خرم نمی دانم ۵
غمم بیش از همه قدر همه پیش تو بیش از من
چه باشد موجب تقدیر بیش و کم نمی دانم ۶
فضولی بر پریشانی حالم گر سبب پرسی
نمی گویم جوابی زآنکه می دانم نمی دانم ۷
نمی داند کسی درد مرا من هم نمی دانم ۱
بوحشت بس که معتادم ز خود هم کرده ام نفرت
طریق الفت جنس بنی آدم نمی دانم ۲
غم دل با که گویم راز دل پیش که بگشایم
ز غم مردم چه سازم چاره این غم نمی دانم ۳
نیم آگه ز خود تا کی غمم پرسی دلم جویی
چه می گویی چه می جویی تو ای همدم نمی دانم ۴
خیال خرمی هرگز نگردانیده ام در دل
دل کس در جهان چون می شود خرم نمی دانم ۵
غمم بیش از همه قدر همه پیش تو بیش از من
چه باشد موجب تقدیر بیش و کم نمی دانم ۶
فضولی بر پریشانی حالم گر سبب پرسی
نمی گویم جوابی زآنکه می دانم نمی دانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۹ - در دل زار غمی ز آن لب می گون دارم
گوهر بعدی:شماره ۳۱۱ - باز در دل ز غم عشق ملالی دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.