هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق خود با توصیفات زیبا و پراحساس یاد می‌کند. او از نگاه نکردن معشوق به سوی خود شکایت دارد و از تأثیرات عمیق عشق و زیبایی معشوق بر جان و دل خود می‌گوید. شاعر همچنین از وعده‌های بی‌وفا و حسرت‌های عاشقانه خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.

شماره ۳۴۷ - می نمایی رخ که خورشید جهان آراست این

می نمایی رخ که خورشید جهان آراست این
می زنی در عالمی آتش که رسم ماست این ۱

بر رهت افتاده ام یک ره نبینی سوی من
با فقیران خود ای مهوش چه استغناست این ۲

برد راحت قامتت از جان و رفتارت ز دل
وه چه رفتار لطیف و قامت رعناست این ۳

از قد و زلفت دل و جان را خلاصی مشکل است
آفت جانهاست آن دام ره دلهاست این ۴

از تو روزی وعده قتلم نمی یابد وفا
می کشد حسرت مرا امروز یا فرداست این ۵

ای خوش آن ساعت که در محشر مرا خوبان بهم
ترسناک از دور بنمایند کآن رسواست این ۶

دوستان در سر فضولی را هوای عاشقیست
خود نمی گوید ولی از طور او پیداست این ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۶ - اگر چه نیست ترحم ترا بزاری من
گوهر بعدی:شماره ۳۴۸ - تا بدرد عشق جان از تن نمی آید برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.