هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از جدایی و بیتفاوتی معشوق شکایت دارد و از خدا میخواهد که غم عشق را به دل او بیندازد. او از تنهایی و نبود همدمی در غم خود مینالد و از ملامتهای دیگران رنج میبرد. شعر به زیبایی احساسات عمیق و دردناک عشق یکطرفه را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق یکطرفه، درد جدایی، و اندوه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۳۸۸ - یارب آن بی درد را در دل ز عشق افکن غمی
یارب آن بی درد را در دل ز عشق افکن غمی
چند ما در عالمی باشیم و او در عالمی ۱
پیش آن خورشید مشکل گر شود روشن غمم
زآن که جر سایه بشرح غم ندارم همدمی ۲
آفتاب عارضت بنما که نگذرد اثر
گر ز آب زندگی در خاک ما باشد نمی ۳
زاهدا می ده که پند ناصحم مجروح کرد
خواهدم کشت این جراحت گر نباشد مرهمی ۴
راستان را نیست جا در خانه پست فلک
هست زین غم گر نهال قد ما دارد خمی ۵
جمع گشته گرد من سنگ ملامت کوه کوه
خانه رسواییم دارد بنای محکمی ۶
غیر آه آتشین و قطره خوناب اشک
در غم عشقت نمی خواهد فضولی محرمی ۷
چند ما در عالمی باشیم و او در عالمی ۱
پیش آن خورشید مشکل گر شود روشن غمم
زآن که جر سایه بشرح غم ندارم همدمی ۲
آفتاب عارضت بنما که نگذرد اثر
گر ز آب زندگی در خاک ما باشد نمی ۳
زاهدا می ده که پند ناصحم مجروح کرد
خواهدم کشت این جراحت گر نباشد مرهمی ۴
راستان را نیست جا در خانه پست فلک
هست زین غم گر نهال قد ما دارد خمی ۵
جمع گشته گرد من سنگ ملامت کوه کوه
خانه رسواییم دارد بنای محکمی ۶
غیر آه آتشین و قطره خوناب اشک
در غم عشقت نمی خواهد فضولی محرمی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۷ - گر خدنگ غمزه را زین سان دمادم می زنی
گوهر بعدی:شماره ۳۸۹ - ای دل ز خویش بگذر گر میل یار داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.