هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از رحمی باسیران، بیانگر درد و رنج عشق، انتظار و بیقراری است. شاعر از بیتابی دل، ناتوانی در دیدار معشوق، و رنجهای عشق میگوید و به طعنههای دیگران نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و انتظار ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۰۱ - رحمی باسیران شب تار نداری
رحمی باسیران شب تار نداری
بر روز قیامت مگر اقرار نداری ۱
جورست ترا کار و درین کار که هستی
با هیچ کسی جز دل من کار نداری ۲
ای دل پس ازین سلسله عشق مجنبان
تاب خم آن طره طرار نداری ۳
ای دیده فرو بند بخون راه نظر را
او می رسد و طاقت دیدار نداری ۴
مردیم پی پرسش ما لب نگشادی
از ناز مگر رخصت گفتار نداری ۵
ای آن که ترا صحبت یاریست تمنا
گویا خبر از طعنه اغیار نداری ۶
بی واسطه نیست ترا گریه فضولی
در دیده مگر خاک ره یار نداری ۷
بر روز قیامت مگر اقرار نداری ۱
جورست ترا کار و درین کار که هستی
با هیچ کسی جز دل من کار نداری ۲
ای دل پس ازین سلسله عشق مجنبان
تاب خم آن طره طرار نداری ۳
ای دیده فرو بند بخون راه نظر را
او می رسد و طاقت دیدار نداری ۴
مردیم پی پرسش ما لب نگشادی
از ناز مگر رخصت گفتار نداری ۵
ای آن که ترا صحبت یاریست تمنا
گویا خبر از طعنه اغیار نداری ۶
بی واسطه نیست ترا گریه فضولی
در دیده مگر خاک ره یار نداری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - نمی آید ز تو ای سایه چو من دشت پیمایی
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - سال و مهم بر زبان روز و شبم در دلی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.