هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و علاقهی عمیق خود به معشوق سخن میگوید و از نگاه و توجه معشوق طلب میکند. او خود را فدایی معشوق میداند و از بیتوجهیهای معشوق رنجیدهخاطر است. شاعر تأکید میکند که تنها پناهگاهش معشوق است و بدون او آرامش ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات و مضامین شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۰۴ - از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
از شرم رخت منزل یوسف شده چاهی
در روی زمین نیست برخسار تو ماهی ۱
من مایل آنم که کنی میل من اما
مشکل که کند میل گدایی چو تو شاهی ۲
از چشم فتادم بتو هر گاه که گفتم
دارم طمع گوشه چشمی ز تو گاهی ۳
ای جان حزینم بنگاهی ز تو خرسند
آزرده چرا می شوی از من بنگاهی ۴
در دست تو گر ریخته شد خون دل ما
ما دل بتو دادیم ترا نیست گناهی ۵
روی از سر کوی تو همان به که نتابیم
غیر از سر کوی تو مرا نیست پناهی ۶
خواهی که شود چشم و دلت پاک فضولی
بی سیل سرشکی مشو آتش آهی ۷
در روی زمین نیست برخسار تو ماهی ۱
من مایل آنم که کنی میل من اما
مشکل که کند میل گدایی چو تو شاهی ۲
از چشم فتادم بتو هر گاه که گفتم
دارم طمع گوشه چشمی ز تو گاهی ۳
ای جان حزینم بنگاهی ز تو خرسند
آزرده چرا می شوی از من بنگاهی ۴
در دست تو گر ریخته شد خون دل ما
ما دل بتو دادیم ترا نیست گناهی ۵
روی از سر کوی تو همان به که نتابیم
غیر از سر کوی تو مرا نیست پناهی ۶
خواهی که شود چشم و دلت پاک فضولی
بی سیل سرشکی مشو آتش آهی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۳ - مراست هر طرف از سیل اشک دریایی
گوهر بعدی:شماره ۴۰۵ - چند ای چرخ مرا زار و زبون می سازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.