هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه به بیان درد و رنج عشق و دل‌باختگی می‌پردازد. شاعر از عشق به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که بدون این عشق، زندگی بی‌معناست. او از تأثیر عمیق معشوق بر روح و جان خود می‌گوید و دیگران را در مقایسه با معشوق ناچیز می‌شمرد. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند فداکاری در عشق، بی‌قراری و اشتیاق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سالتر قابل درک نباشد.

شماره ۲۴ - عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است

عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
جانی که ندارد سر این درد، نه مرد است ۱

آن دل که نکرد از دو جهان درد تو حاصل
حاصل ز حیات آنچه مراد است نکرده است ۲

بی درد طلب حلقه صفت بر در مقصود
سر کوفتن مدعیان آهن سرد است ۳

از عمر گرامی چه تمتع بود آن را
کز نخل محبت رطب عشق نخورده است ۴

جز روی دلارای تو ای سرو گل اندام
خار است به چشم من، اگر آن همه ورد است ۵

حال دل پرآتش ما شمع چه داند
هرچند که با گریه و سوز و رخ زرد است ۶

بویی که سر زلف سمن سای تو دارد
صد عنبر و مشک ختنش رفته به گرد است ۷

آن را که نظر بر دل و دین و سر و جان است
در معرکه عشق کجا مرد نبرد است؟ ۸

چون دور فلک بی سر و پا گشت نسیمی
در دایره چون نقطه از آن واحد و فرد است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳ - هیچ می دانی که عالم از کجاست؟
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.