هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به توصیف عشق الهی و زیباییهای معنوی میپردازد. او از مفاهیمی مانند عشق، معرفت، وحدانیت، و زیباییهای طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند. شاعر همچنین به مقایسههای ظریف بین عناصر طبیعی و عواطف انسانی میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۳ - آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
بنده عشق الهی شد و شاهی دانست ۱
آن که می گفت که روی تو به مه می ماند
چون نظر کرد به روی تو کماهی دانست ۲
زلف و رخسار تواش کی رود از پیش نظر
آن که او نقش سپیدی و سیاهی دانست ۳
چشم و ابروی تو را، قدر که داند جز من؟
قیمت ترک کماندار سپاهی دانست ۴
گرچه راز دلم از اشک عقیقی شد فاش
منکر دل سیه از چهره کاهی دانست ۵
اصل ما ز آب حیات است و روان بخشی آن
از میانش به کنار آمد و ماهی دانست ۶
تا دلم عابد روی تو شد ای کعبه حسن
طاعتی کان به جز این بود مناهی دانست ۷
به جز از کار غمت هرچه دلم کرد آن را
همه بی حاصلی و فکر تباهی دانست ۸
دهنت عالم غیب است و میان سر دقیق
این کسی را که تواش پشت و پناهی دانست ۹
گرچه ماند به رخت لاله، ولی نتواند
هر گیاهی صفت مهر گیاهی دانست ۱۰
واحد مطلقی، اما نتوانست ابلیس
این صفت را ز دو بینی و دو راهی دانست ۱۱
تا به رخسار تو شد چشم نسیمی بینا
عارف حق شد و از فضل الهی دانست ۱۲
بنده عشق الهی شد و شاهی دانست ۱
آن که می گفت که روی تو به مه می ماند
چون نظر کرد به روی تو کماهی دانست ۲
زلف و رخسار تواش کی رود از پیش نظر
آن که او نقش سپیدی و سیاهی دانست ۳
چشم و ابروی تو را، قدر که داند جز من؟
قیمت ترک کماندار سپاهی دانست ۴
گرچه راز دلم از اشک عقیقی شد فاش
منکر دل سیه از چهره کاهی دانست ۵
اصل ما ز آب حیات است و روان بخشی آن
از میانش به کنار آمد و ماهی دانست ۶
تا دلم عابد روی تو شد ای کعبه حسن
طاعتی کان به جز این بود مناهی دانست ۷
به جز از کار غمت هرچه دلم کرد آن را
همه بی حاصلی و فکر تباهی دانست ۸
دهنت عالم غیب است و میان سر دقیق
این کسی را که تواش پشت و پناهی دانست ۹
گرچه ماند به رخت لاله، ولی نتواند
هر گیاهی صفت مهر گیاهی دانست ۱۰
واحد مطلقی، اما نتوانست ابلیس
این صفت را ز دو بینی و دو راهی دانست ۱۱
تا به رخسار تو شد چشم نسیمی بینا
عارف حق شد و از فضل الهی دانست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.