هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق عمیق و وابستگی شدید به معشوق سخن میگوید. شاعر ابراز میکند که بدون معشوق، زندگی برایش بیمعناست و تنها مرگ و نابودی در انتظار اوست. او عبادت و نیایش را بدون معشوق بیفایده میداند و وصال معشوق را تنها آرزوی خود میخواند. شعر پر از استعارههای زیبا مانند زلف معشوق، شب قدر، و شطرنج است که عمق احساسات شاعر را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۷۲ - ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد
ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد
دل مرا نفسی بی رخت حیات مباد ۱
ز عشق، آن که ندارد حیات لم یزلی
نصیب او بجز از مردن و ممات مباد ۲
دلی که عابد بیت الحرام روی تو نیست
عبادتش بجز از سؤ و سیئات مباد ۳
دوای درد دل خود به درد اگر نکنی
دلا به درد دلی چون رسی دوات مباد ۴
بجز وصال تو ما را اگر مرادی هست
میسرات حصولش ز ممکنات مباد ۵
چو روح ناطقه جانی کاسیر زلف تو نیست
همیشه راه خلاصش ز شش جهات مباد ۶
اگرچه زلف سیاه تو لیلة الاسراست
مرا جز آن شب قدر و شب برات مباد ۷
صلات و قبله من هست اگر بجز رویت
چو عابد صنمم قبله و صلات مباد ۸
چو حسن روی تو درویش را زکات دهد
فقیر عشق تو محروم از این زکات مباد ۹
دلی که جز رخ و زلف تو بازدش شطرنج
به هر طرف که نهد رخ به غیر مات مباد ۱۰
اگر نه رزق حسن صورت تو می دانم
نعیم جان و دل من ز طیبات مباد ۱۱
ز عقد زلف تو شد مشکل نسیمی حل
که کار زلف تو جز حل مشکلات مباد ۱۲
دل مرا نفسی بی رخت حیات مباد ۱
ز عشق، آن که ندارد حیات لم یزلی
نصیب او بجز از مردن و ممات مباد ۲
دلی که عابد بیت الحرام روی تو نیست
عبادتش بجز از سؤ و سیئات مباد ۳
دوای درد دل خود به درد اگر نکنی
دلا به درد دلی چون رسی دوات مباد ۴
بجز وصال تو ما را اگر مرادی هست
میسرات حصولش ز ممکنات مباد ۵
چو روح ناطقه جانی کاسیر زلف تو نیست
همیشه راه خلاصش ز شش جهات مباد ۶
اگرچه زلف سیاه تو لیلة الاسراست
مرا جز آن شب قدر و شب برات مباد ۷
صلات و قبله من هست اگر بجز رویت
چو عابد صنمم قبله و صلات مباد ۸
چو حسن روی تو درویش را زکات دهد
فقیر عشق تو محروم از این زکات مباد ۹
دلی که جز رخ و زلف تو بازدش شطرنج
به هر طرف که نهد رخ به غیر مات مباد ۱۰
اگر نه رزق حسن صورت تو می دانم
نعیم جان و دل من ز طیبات مباد ۱۱
ز عقد زلف تو شد مشکل نسیمی حل
که کار زلف تو جز حل مشکلات مباد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.