هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی به معشوقی شوخ و فتنهگر سخن میگوید. او از رنجهای عشق و ناکامیهای خود مینالد و از رفتارهای بازیگوشانه معشوق و حضور رقیب در عشق شکایت دارد. همچنین، شاعر به زیباییهای معشوق و تلاشهای خود برای جلب توجه او اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۵ - دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
چون کنم؟ شوخ است و با او برنمی آیم دگر ۱
چون دلم خون کرد دل دادم که لب بخشد مرا
لعل را از سنگ برکندم به صد خون جگر ۲
چهره ای چون زر نمودم آمد آن بازی کنان
زان که او طفل است بازی می توان دادش به زر ۳
دوش می رفتم به کویش پیش آمد آن رقیب
هیچ عاشق را بلایی پیش ناید زین بتر ۴
از لب لعلت نسیمی دم به دم خون می خورد
تشنه را آری نباشد از دم آبی گذر ۵
چون کنم؟ شوخ است و با او برنمی آیم دگر ۱
چون دلم خون کرد دل دادم که لب بخشد مرا
لعل را از سنگ برکندم به صد خون جگر ۲
چهره ای چون زر نمودم آمد آن بازی کنان
زان که او طفل است بازی می توان دادش به زر ۳
دوش می رفتم به کویش پیش آمد آن رقیب
هیچ عاشق را بلایی پیش ناید زین بتر ۴
از لب لعلت نسیمی دم به دم خون می خورد
تشنه را آری نباشد از دم آبی گذر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - رق منشور است انسان، رق نگر
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.