هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و فلسفی است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف جایگاه رفیع و معنوی خود میپردازد. او خود را به عنوان ماه، خورشید، امیر کشور، کلام صادق، کتاب ناطق، همای رفعت، جهان معنی، و... معرفی میکند و برتری خود را بر جهان مادی و معنوی تأکید مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. بنابراین برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
شماره ۱۹۰ - منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم
منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم
منم آن خجسته مهری که بر اوج لامکانم ۱
منم آن سپهر حشمت که برای کسب دولت
نهد آفتاب گردون رخ و سر بر آستانم ۲
منم آن امیر کشور که همیشه در دیارم
قمر است شحنه شب زحل است سایه بانم ۳
منم آن کلام صادق که بود ز ریب خالی
منم آن کتاب ناطق که صفات خویش خوانم ۴
منم آن همای رفعت که فراز عرش پرم
منم آن جهان معنی که برون از این جهانم ۵
منم آن که شاه و سلطان کند از درم گدایی
منم آن که مهر گردون کله است و سایه بانم ۶
منم آن که فرق فرقد به قدم همی سپارم
منم آن که بر دو عالم سر و دست برفشانم ۷
منم آن لطیف ساقی که به عاشقان سرخوش
رخ حور می نمایم می روح می چشانم ۸
(منم آن شکر حدیثی که به نطق چون درآیم
رخ و زلف ماهرویان سخن است و ترجمانم) ۹
منم آن شریف گوهر که ز معدن حیاتم
منم آن شراب کوثر که به جوی جان روانم ۱۰
منم آن ز دیده غایب که همیشه در حضورم
منم آن وجود ظاهر که ز دیده ها نهانم ۱۱
منم آن ره سلامت که صراط نام دارم
منم آن بهشت باقی که نعیم جاودانم ۱۲
منم آن که اندر اشیا شده ام به حرف پیدا
ز رموز وحی بگذر که من این زمان عیانم ۱۳
سخن از قدیم و حادث مکن ای حکیم رسمی
که من آن وجود فردم که هم اینم و هم آنم ۱۴
تو چو عیسی ای نسیمی همه گرچه روح و جانی
منم آن که روح روحم، منم آن که جان جانم ۱۵
منم آن خجسته مهری که بر اوج لامکانم ۱
منم آن سپهر حشمت که برای کسب دولت
نهد آفتاب گردون رخ و سر بر آستانم ۲
منم آن امیر کشور که همیشه در دیارم
قمر است شحنه شب زحل است سایه بانم ۳
منم آن کلام صادق که بود ز ریب خالی
منم آن کتاب ناطق که صفات خویش خوانم ۴
منم آن همای رفعت که فراز عرش پرم
منم آن جهان معنی که برون از این جهانم ۵
منم آن که شاه و سلطان کند از درم گدایی
منم آن که مهر گردون کله است و سایه بانم ۶
منم آن که فرق فرقد به قدم همی سپارم
منم آن که بر دو عالم سر و دست برفشانم ۷
منم آن لطیف ساقی که به عاشقان سرخوش
رخ حور می نمایم می روح می چشانم ۸
(منم آن شکر حدیثی که به نطق چون درآیم
رخ و زلف ماهرویان سخن است و ترجمانم) ۹
منم آن شریف گوهر که ز معدن حیاتم
منم آن شراب کوثر که به جوی جان روانم ۱۰
منم آن ز دیده غایب که همیشه در حضورم
منم آن وجود ظاهر که ز دیده ها نهانم ۱۱
منم آن ره سلامت که صراط نام دارم
منم آن بهشت باقی که نعیم جاودانم ۱۲
منم آن که اندر اشیا شده ام به حرف پیدا
ز رموز وحی بگذر که من این زمان عیانم ۱۳
سخن از قدیم و حادث مکن ای حکیم رسمی
که من آن وجود فردم که هم اینم و هم آنم ۱۴
تو چو عیسی ای نسیمی همه گرچه روح و جانی
منم آن که روح روحم، منم آن که جان جانم ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۸۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - پیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.