هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به توصیف زیبایی و کمال معشوق میپردازد و از عشق و جمال او سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند چرخ، سیاره، آفتاب و ماه، به تمجید از معشوق پرداخته و عشق خود را به او ابراز میدارد. همچنین، در برخی ابیات به مفاهیم عرفانی مانند هدایت و ضلالت نیز اشاره شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۷ - نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
ملک صفت بشری چون تو در نهایت حسن ۱
چه صورتی! چه جمالی! علیک عین الله
کمال حسن همین است و حد غایت حسن ۲
از آفتاب جمالت زوال بادا دور
کز او به اوج رسید آفتاب رایت حسن ۳
ز خسروان ملاحت تویی بعون الله
شهنشهی که بر او ختم شد ولایت حسن ۴
مرا ز دانش و عقل این قدر کفایت بس
که تابع سخن عشقم و کفایت حسن ۵
رخ چو ماه تو است آن که هست در شأنش
نزول سوره لطف و در او روایت حسن ۶
کجا برم من بیدل ز جور خوبان داد
که خوبرو همه جا هست در حمایت حسن ۷
خرد به توبه مرا ره نمود و عشق به حسن
زهی ضلالت عقل و زهی هدایت حسن ۸
ملولم از دم واعظ، کجاست اهل دلی؟
که همچو گل ورقی خواند از روایت حسن ۹
ز عشق مست شوی چون نسیمی ای زاهد!
اگر به سمع رضا بشنوی حکایت حسن ۱۰
ملک صفت بشری چون تو در نهایت حسن ۱
چه صورتی! چه جمالی! علیک عین الله
کمال حسن همین است و حد غایت حسن ۲
از آفتاب جمالت زوال بادا دور
کز او به اوج رسید آفتاب رایت حسن ۳
ز خسروان ملاحت تویی بعون الله
شهنشهی که بر او ختم شد ولایت حسن ۴
مرا ز دانش و عقل این قدر کفایت بس
که تابع سخن عشقم و کفایت حسن ۵
رخ چو ماه تو است آن که هست در شأنش
نزول سوره لطف و در او روایت حسن ۶
کجا برم من بیدل ز جور خوبان داد
که خوبرو همه جا هست در حمایت حسن ۷
خرد به توبه مرا ره نمود و عشق به حسن
زهی ضلالت عقل و زهی هدایت حسن ۸
ملولم از دم واعظ، کجاست اهل دلی؟
که همچو گل ورقی خواند از روایت حسن ۹
ز عشق مست شوی چون نسیمی ای زاهد!
اگر به سمع رضا بشنوی حکایت حسن ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.