هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی از عطار نیشابوری است که در آن شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او معشوق را به عنوان جان و جهان خود توصیف میکند و از رنج عشق و دوری از معشوق مینالد. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و او را از خود برهاند. در نهایت، شاعر به فنا شدن در راه معشوق و رسیدن به او اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۷۹۹ - ای در میان جانم وز جان من نهانی
ای در میان جانم وز جان من نهانی
از جان نهان چرایی چون در میان جانی ۱
هرگز دلم نیارد یاد از جهان و از جان
زیرا که تو دلم را هم جان و هم جهانی ۲
چون شمع در غم تو میسوزم و تو فارغ
در من نگه کن آخر ای جان و زندگانی ۳
با چون تو کس چو من خس هرگز چه سنجد آخر
از هیچ هیچ ناید ای جمله تو، تو دانی ۴
در خویش ماندهام من جان میدهم به خواهش
تا بو که یک زمانم از خود مرا ستانی ۵
گفتی ز خود فنا شو تا محرم من آیی
بندی است سخت محکم این هم تو میتوانی ۶
عطار را ز عالم گم شد نشان به کلی
تا چند جویم آخر از بی نشان نشانی ۷
از جان نهان چرایی چون در میان جانی ۱
هرگز دلم نیارد یاد از جهان و از جان
زیرا که تو دلم را هم جان و هم جهانی ۲
چون شمع در غم تو میسوزم و تو فارغ
در من نگه کن آخر ای جان و زندگانی ۳
با چون تو کس چو من خس هرگز چه سنجد آخر
از هیچ هیچ ناید ای جمله تو، تو دانی ۴
در خویش ماندهام من جان میدهم به خواهش
تا بو که یک زمانم از خود مرا ستانی ۵
گفتی ز خود فنا شو تا محرم من آیی
بندی است سخت محکم این هم تو میتوانی ۶
عطار را ز عالم گم شد نشان به کلی
تا چند جویم آخر از بی نشان نشانی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹۸ - زلف را تاب داد چندانی
گوهر بعدی:غزل ۸۰۰ - ای روی تو فتنهٔ جهانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.