هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و از عشق و شیفتگی خود نسبت به او سخن میگوید. شاعر از زیبایی چشمها، موها و ابروهای معشوق تعریف میکند و بیان میکند که هیچ چیز در جهان به زیبایی او نیست. او همچنین از وفاداری و عشق بیحد خود به معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که همیشه در خدمت او باشد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۸۰۰ - ای روی تو فتنهٔ جهانی
ای روی تو فتنهٔ جهانی
مبهوت تو هر کجا که جانی ۱
کرده سر زلف پر فریبت
از هر سر مویم امتحانی ۲
در چشم زدی ز دست بر هم
چشمت به کرشمهای جهانی ۳
ابروی تو رستها چو تیراست
بر زه که کند چنان کمانی ۴
طراری را طراوتی نیست
با طرهٔ چون تو دلستانی ۵
ندهد مه و مهر نور هرگز
بی عارض چون تو مهربانی ۶
در دل بردن به خوبی تو
هرگز ندهد کسی نشانی ۷
خورشید رخ تو را کند ذکر
هر ذره اگر شود زبانی ۸
تا من سگ تو شدم نماندست
از قالب من جز استخوانی ۹
من خاک توام مرا چنین خوار
در خون مفکن به هر زمانی ۱۰
در عشق تو چستتر ز عطار
مرغی نپرد ز آشیانی ۱۱
مبهوت تو هر کجا که جانی ۱
کرده سر زلف پر فریبت
از هر سر مویم امتحانی ۲
در چشم زدی ز دست بر هم
چشمت به کرشمهای جهانی ۳
ابروی تو رستها چو تیراست
بر زه که کند چنان کمانی ۴
طراری را طراوتی نیست
با طرهٔ چون تو دلستانی ۵
ندهد مه و مهر نور هرگز
بی عارض چون تو مهربانی ۶
در دل بردن به خوبی تو
هرگز ندهد کسی نشانی ۷
خورشید رخ تو را کند ذکر
هر ذره اگر شود زبانی ۸
تا من سگ تو شدم نماندست
از قالب من جز استخوانی ۹
من خاک توام مرا چنین خوار
در خون مفکن به هر زمانی ۱۰
در عشق تو چستتر ز عطار
مرغی نپرد ز آشیانی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹۹ - ای در میان جانم وز جان من نهانی
گوهر بعدی:غزل ۸۰۱ - ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.