هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از دیدار با یک لولی (درویش) سخن میگوید که نماد عشق و رهایی از خودی است. شاعر با توصیف حالات این لولی و گفتوگو با او، به مفاهیم عرفانی مانند رهایی از خود، رسیدن به حقیقت و عشق الهی اشاره میکند. او از خواننده میخواهد تا از خودی و تعلقات دنیوی رها شود و به حقیقت وجودی خود پی ببرد.
رده سنی:
18+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از خود و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و ناملموس باشد.
غزل ۸۰۵ - ترسا بچهٔ لولی همچون بت روحانی
ترسا بچهٔ لولی همچون بت روحانی
سرمست برون آمد از دیر به نادانی ۱
زنار و بت اندر بر ناقوس ومی اندر کف
در داد صلای می از ننگ مسلمانی ۲
چون نیک نگه کردم در چشم و لب و زلفش
بر تخت دلم بنشست آن ماه به سلطانی ۳
بگرفتم زنارش در پای وی افتادم
گفتم چکنم جانا گفتا که تو میدانی ۴
گر وصل منت باید ای پیر مرقع پوش
هم خرقه بسوزانی هم قبله بگردانی ۵
با ما تو به دیر آیی محراب دگر گیری
وز دفتر عشق ما سطری دو سه برخوانی ۶
اندر بن دیر ما شرطت بود این هر سه
کز خویش برون آیی وز جان و دل فانی ۷
می خور تو به دیر اندر تا مست شوی بیخود
کز بی خبری یابی آن چیز که جویانی ۸
هر گه که شود روشن بر تو که تویی جمله
فریاد اناالحق زن در عالم انسانی ۹
عطار ز راه خود برخیز که تا بینی
خود را ز خودی برهان کز خویش تو پنهانی ۱۰
سرمست برون آمد از دیر به نادانی ۱
زنار و بت اندر بر ناقوس ومی اندر کف
در داد صلای می از ننگ مسلمانی ۲
چون نیک نگه کردم در چشم و لب و زلفش
بر تخت دلم بنشست آن ماه به سلطانی ۳
بگرفتم زنارش در پای وی افتادم
گفتم چکنم جانا گفتا که تو میدانی ۴
گر وصل منت باید ای پیر مرقع پوش
هم خرقه بسوزانی هم قبله بگردانی ۵
با ما تو به دیر آیی محراب دگر گیری
وز دفتر عشق ما سطری دو سه برخوانی ۶
اندر بن دیر ما شرطت بود این هر سه
کز خویش برون آیی وز جان و دل فانی ۷
می خور تو به دیر اندر تا مست شوی بیخود
کز بی خبری یابی آن چیز که جویانی ۸
هر گه که شود روشن بر تو که تویی جمله
فریاد اناالحق زن در عالم انسانی ۹
عطار ز راه خود برخیز که تا بینی
خود را ز خودی برهان کز خویش تو پنهانی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۰۴ - دردی است درین دلم نهانی
گوهر بعدی:غزل ۸۰۶ - ای ساقی از آن قدح که دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.