هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و عاشقی سخن میگوید و از معشوق خود میخواهد که به او توجه کند و داد عشقش را بدهد. شاعر از تواناییهای معشوق در جذب دلها و زنده کردن دلهای مرده سخن میگوید و از او میخواهد که با لعل لبش شادی را به او بازگرداند. همچنین، شاعر از معشوق میخواهد که فتنهها را فرو نشاند و دلهای آزادگان را به بند کشد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتوان آنها را به درستی درک کرد.
غزل ۸۱۳ - چارهٔ کار من آن زمان که توانی
چارهٔ کار من آن زمان که توانی
گر بکنی راضیم چنان که توانی ۱
داد طلب کردم از تو داد ندادی
گر ندهی داد میستان که توانی ۲
گفته بدی من ندانم و نتوانم
داد تو دادن یقین بدان که توانی ۳
گر به سر زلف دل ز من بربودی
باز ده از لب هزار جان که توانی ۴
دل چه بود خود که جان اگر طلبی تو
حکم کنی بر همه جهان که توانی ۵
ماه رخا پرده ز آفتاب برانداز
وین همه فتنه فرو نشان که توانی ۶
جملهٔ آزادگان روی زمین را
بنده کن از چشم دلستان که توانی ۷
جملهٔ دل مردگان منزل غم را
زنده کن از لعل درفشان که توانی ۸
یک شکر از لعل تو اگر بربایم
عذر بخواهی به هر زبان که توانی ۹
گر ز تو عطار خواست بوس و کناری
هیچ منه داو در میان که توانی ۱۰
گر بکنی راضیم چنان که توانی ۱
داد طلب کردم از تو داد ندادی
گر ندهی داد میستان که توانی ۲
گفته بدی من ندانم و نتوانم
داد تو دادن یقین بدان که توانی ۳
گر به سر زلف دل ز من بربودی
باز ده از لب هزار جان که توانی ۴
دل چه بود خود که جان اگر طلبی تو
حکم کنی بر همه جهان که توانی ۵
ماه رخا پرده ز آفتاب برانداز
وین همه فتنه فرو نشان که توانی ۶
جملهٔ آزادگان روی زمین را
بنده کن از چشم دلستان که توانی ۷
جملهٔ دل مردگان منزل غم را
زنده کن از لعل درفشان که توانی ۸
یک شکر از لعل تو اگر بربایم
عذر بخواهی به هر زبان که توانی ۹
گر ز تو عطار خواست بوس و کناری
هیچ منه داو در میان که توانی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱۲ - بس نادره جهانی ای جان و زندگانی
گوهر بعدی:غزل ۸۱۴ - ترسا بچهای به دلستانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.