هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است. شاعر معشوق را منشأ آرامش و گرهگشای مشکلات خود میداند و با وجود بلایی که معشوق برایش به همراه دارد، عشقش را ابراز میکند. او همچنین از افرادی که به غلط معشوق را شایستهی خود میدانند، انتقاد کرده و تأکید میکند که تنها او و معشوق برای یکدیگر آفریده شدهاند. در پایان، شاعر آرزو میکند که اگر معشوق او را گدای خود بخواند، جاودانه پادشاه خواهد شد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۲۶ - به سر زلف دلربای منی
به سر زلف دلربای منی
به لب لعل جانفزای منی ۱
گر ببندد فلک به صد گرهم
تو به مویی گرهگشای منی ۲
به بلای جهانت دارم دوست
گرچه تو از جهان بلای منی ۳
هر کست از گزاف می گوید
که تویی کز جهان سزای منی ۴
این همه ترهات میدانم
من برای تو تو برای منی ۵
گر نمانم من ای صنم روزی
تو که جان منی بجای منی ۶
جاودان پادشا شود عطار
گر تو گویی که تو گدای منی ۷
به لب لعل جانفزای منی ۱
گر ببندد فلک به صد گرهم
تو به مویی گرهگشای منی ۲
به بلای جهانت دارم دوست
گرچه تو از جهان بلای منی ۳
هر کست از گزاف می گوید
که تویی کز جهان سزای منی ۴
این همه ترهات میدانم
من برای تو تو برای منی ۵
گر نمانم من ای صنم روزی
تو که جان منی بجای منی ۶
جاودان پادشا شود عطار
گر تو گویی که تو گدای منی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۲۵ - در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی
گوهر بعدی:غزل ۸۲۷ - نگر تا ای دل بیچاره چونی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.