هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و مدحی است که به ستایش خداوند، پیامبران (به ویژه حضرت ابراهیم و اسماعیل)، و یک شخصیت بزرگ (احتمالاً یک پادشاه یا حاکم) میپردازد. شاعر از مفاهیم قربانی، فداکاری، عدالت، و فضیلتهای اخلاقی سخن میگوید و ایران را به عنوان مکانی نورانی و مقدس توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات تاریخی ممکن است نیاز به دانش پیشینه داشته باشند.
شماره ۱۰۰ - خدای جل جلاله برای اسمعیل
خدای جل جلاله برای اسمعیل
ز باغ خلد فرستاد فدیه سوی خلیل ۱
ولی ببار ولیعهد شه که طعنه زند
بباغ خلد و صبا اندر او چو جبرائیل ۲
مرا فرستاد ایزد برای قربانی
بخاکپای، که هستم سلیل اسماعیل ۳
خدایگانا شاها منم که جان و تنم
ببار تست فدا و براه تست سبیل ۴
بریز خون من اندر رکاب خویش که کس
نخواهد از تو دیت بل نپرسد از تو دلیل ۵
فدائی تو نباشد قتیل بل باشند
کسان که جان نفشاندند و زنده اند قتیل ۶
اگر بمانم جودت بود حبیب و معین
وگر بمیرم فضلت شود ولی و وکیل ۷
یکی رواق است ایران زمین که اندر وی
تو نوربخش چراغی و دین حق قندیل ۸
کسیکه از تو گراید همی بجای دگر
بود مخالف قرآن و مؤمن انجیل ۹
ز درگه تو بجای دگر شدن باشد
بجوی و چشمه شدن از کنار دجله و نیل ۱۰
کجا دو دست تو بخشد یکیست سنگ و گهر
کجا که عزم تو جنبد یکی است پشه و پیل ۱۱
خصائل تو در اوراق فخر هر تاریخ
شمایل تو در آفاق صدر هر تمثیل ۱۲
زکوة و خمس ندانم کرا رسی که نماند
ز همت تو نه مسکین بجانه ابن سبیل ۱۳
شود بسوی تو هر جا غریب خسته دلیست
که هم پناه غریبی و هم شفای علیل ۱۴
ترا سزد که تفاخر کنی بجمع شهان
چنانکه کعبه تفاخر کند بقدس خلیل ۱۵
بدشمنانت بارد بلا ز چرخ چنانک
بقوم ابرهه بارید از آسمان سجیل ۱۶
فضای دهر تهی ماند از بداندیشت
چنانکه بیت مقدس ز آل اسرائیل ۱۷
ز باغ خلد فرستاد فدیه سوی خلیل ۱
ولی ببار ولیعهد شه که طعنه زند
بباغ خلد و صبا اندر او چو جبرائیل ۲
مرا فرستاد ایزد برای قربانی
بخاکپای، که هستم سلیل اسماعیل ۳
خدایگانا شاها منم که جان و تنم
ببار تست فدا و براه تست سبیل ۴
بریز خون من اندر رکاب خویش که کس
نخواهد از تو دیت بل نپرسد از تو دلیل ۵
فدائی تو نباشد قتیل بل باشند
کسان که جان نفشاندند و زنده اند قتیل ۶
اگر بمانم جودت بود حبیب و معین
وگر بمیرم فضلت شود ولی و وکیل ۷
یکی رواق است ایران زمین که اندر وی
تو نوربخش چراغی و دین حق قندیل ۸
کسیکه از تو گراید همی بجای دگر
بود مخالف قرآن و مؤمن انجیل ۹
ز درگه تو بجای دگر شدن باشد
بجوی و چشمه شدن از کنار دجله و نیل ۱۰
کجا دو دست تو بخشد یکیست سنگ و گهر
کجا که عزم تو جنبد یکی است پشه و پیل ۱۱
خصائل تو در اوراق فخر هر تاریخ
شمایل تو در آفاق صدر هر تمثیل ۱۲
زکوة و خمس ندانم کرا رسی که نماند
ز همت تو نه مسکین بجانه ابن سبیل ۱۳
شود بسوی تو هر جا غریب خسته دلیست
که هم پناه غریبی و هم شفای علیل ۱۴
ترا سزد که تفاخر کنی بجمع شهان
چنانکه کعبه تفاخر کند بقدس خلیل ۱۵
بدشمنانت بارد بلا ز چرخ چنانک
بقوم ابرهه بارید از آسمان سجیل ۱۶
فضای دهر تهی ماند از بداندیشت
چنانکه بیت مقدس ز آل اسرائیل ۱۷
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۷
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - مرا سیر سپهر از روز اول
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - باز بگشود صبا دست ستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.