هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در مدح و ستایش یک حاکم یا امیر به نام فرخ فر حبیب الله خان سروده شده است. شاعر از زیباییهای طبیعت و جشنهای شادمانی سخن میگوید و از لطف و مهربانی این حاکم یاد میکند. همچنین، اشارههایی به مکانهای خاص مانند دروازه دولاب و کوچه مسجد سنگی دارد و فضایی شاعرانه و پراحساس را ترسیم میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم شاعرانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات قدیمی ممکن است نیاز به دانش زبانی بالاتری داشته باشد.
شماره ۳۹ - بزیر سایه شاهی که مهر از پرتوش زاید
بزیر سایه شاهی که مهر از پرتوش زاید
ولی حق که بر خورشید رخت از نور بخشاید ۱
امیرالملک فرخ فر حبیب الله خان خواهد
به جشن عیش خود فرق از فرح بر فرقدان ساید ۲
تمنا دارم از آن شمس طالع کز ره شفقت
ز نور چهر روشن بزم یاران را بیاراید ۳
سوی دروازه دولاب و کوچه مسجد سنگی
در قایمقامی باغ را با شوق بگشاید ۴
سرای نمره دو جنب یخچال صغیران را
بپرسد و اندر آنجا از در رحمت درون آید ۵
به دل با دوستان جوشد به لب شهد و شکر نوشد
حدیث نغز بنیوشد غذائی نوش فرماید ۶
ولی حق که بر خورشید رخت از نور بخشاید ۱
امیرالملک فرخ فر حبیب الله خان خواهد
به جشن عیش خود فرق از فرح بر فرقدان ساید ۲
تمنا دارم از آن شمس طالع کز ره شفقت
ز نور چهر روشن بزم یاران را بیاراید ۳
سوی دروازه دولاب و کوچه مسجد سنگی
در قایمقامی باغ را با شوق بگشاید ۴
سرای نمره دو جنب یخچال صغیران را
بپرسد و اندر آنجا از در رحمت درون آید ۵
به دل با دوستان جوشد به لب شهد و شکر نوشد
حدیث نغز بنیوشد غذائی نوش فرماید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۸ - در نکوهش رشوه
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.