هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از معشوق خود میگوید. او از رفتار بیاعتنای معشوق و رانده شدن از حضورش شکایت دارد. با وجود عشق و ارادت فراوان، معشوق به جای محبت، با قهر و بیاعتنایی پاسخ میدهد. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که این رفتار، رسم شاهان و خوبان است و خود را بیچاره و تنها میبیند که جز دعا چارهای ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و ناامیدی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شمارهٔ ۶۵ - خطاب به معشوق
دارم سری از خیال در پیش
وز درد فتاده ام به تشویش ۱
کان دلبر شوخ چشم عیار
رانده است مرا ز حضرت خویش ۲
در خانه خود صلا زد آنگاه
کفش ادبم نهاد در پیش ۳
افکند ز طمراق و نازم
خندید مرا بسلبت و ریش ۴
گفتم که ارادتم چند بیند
هر روز محبتش شود بیش ۵
بر عکس مراد خویش دیدم
سلطان نکند نظر بدرویش ۶
ای دل اگر آن نگار طناز
مرهم ننهاد بر دل ریش ۷
زین بیش ز مهر وی مجو کام
زین بیش ز قهر وی میندیش ۸
شاهان را این چنین بود رسم
خوبان را این چنین بود کیش ۹
بیچاره امیریست کو را
جز تیر دعا نمانده در کیش ۱۰
وز درد فتاده ام به تشویش ۱
کان دلبر شوخ چشم عیار
رانده است مرا ز حضرت خویش ۲
در خانه خود صلا زد آنگاه
کفش ادبم نهاد در پیش ۳
افکند ز طمراق و نازم
خندید مرا بسلبت و ریش ۴
گفتم که ارادتم چند بیند
هر روز محبتش شود بیش ۵
بر عکس مراد خویش دیدم
سلطان نکند نظر بدرویش ۶
ای دل اگر آن نگار طناز
مرهم ننهاد بر دل ریش ۷
زین بیش ز مهر وی مجو کام
زین بیش ز قهر وی میندیش ۸
شاهان را این چنین بود رسم
خوبان را این چنین بود کیش ۹
بیچاره امیریست کو را
جز تیر دعا نمانده در کیش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - داد فرخ فر پسر را شاه تاج بخش
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۶ - جواب از زبان معشوق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.