هوش مصنوعی: این متن یک شعر عرفانی و اخلاقی است که در آن شاعر از خداوند به عنوان منبع دانش و حکمت یاد می‌کند و از مشکلات و رنج‌های خود در زندگی سخن می‌گوید. او از فقر، بیماری و ناتوانی خود می‌نالد و تنها امیدش به لطف و رحمت الهی است. همچنین، شاعر به مسائل اجتماعی و عدالت اشاره می‌کند و از وجود ظلم و فساد در جامعه شکایت دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات به رنج و ظلم ممکن است برای گروه‌های سنی پایین نامناسب باشد.

شماره ۱۵۵ - خداوندا توئی امروز در ملک

خداوندا توئی امروز در ملک
چراغ مملکت شمع قبیله ۱

بتانت بحر دانش را سفینه
کلامت بیت حکمت را عقیله ۲

جمال دانش از رویت هویدا
چو ناز و ثروت از عام الجمیله ۳

نه فرسائی تو از جذب دل و جان
نه شمس از جذب اجسام ثقیله ۴

مرا ای میر دانا دست گردون
به گردن بسته اینک دست حیله ۵

تنم چو شتر به در دام مرگ است
ز کید دمنه و مکر کلیله ۶

به دیوانخانه عدلیه دیوی است
چو آن دیوی که شد نامش عدیله ۷

تهی شد بنده را کاشانه ز آن دیو
چو امعا از پس شرب هلیله ۸

بدم از فربهی چون شوشه سیم
شدم از لاغری زرین ملیله ۹

مرا جوع البقر افکنده از پای
خران گرم نشاط اندر طویله ۱۰

پی یکحبه با سگ در جوالم
که دنیا جیفه ای شد مستحیله ۱۱

تنم تار از لعاب خامه خویش
بگرد خویشتن چون کرم پیله ۱۲

زیم خوار و خورم خار و کشم خار
بسان اشتر نر در مسیله ۱۳

ندارم از برای راحت خویش
به جز الطاف آن حضرت وسیله ۱۴

ازیرا سوی درگاهت به امید
همی کردم وسیلت زین رسیله ۱۵

وجود من به عدلیه ضرور است
چو اندر قرمه سبزی شنبلیله ۱۶

الا تا در جهان ممتاز باشد
نبات از جنس و حیوان از فصیله ۱۷

زند بر گرگ شاخ و کله با شیر
بزت در گله اسبت در خسیله ۱۸
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - من نه آن مرغم که صیاد در بندم کشد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - ای ز قسطنطین به دارالمک ایران تاخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.