هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و مذهبی، ترکیبی از عشق زمینی و معنوی را به تصویر میکشد. شاعر از روزه و ماه رمضان به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عاشقانه و معنوی خود استفاده میکند. او از معشوق خود به عنوان کسی یاد میکند که روزهداران را تحت تأثیر قرار میدهد و از عشق و شوق به خداوند سخن میگوید. شعر همچنین به مفاهیمی مانند صبر، فداکاری و عبادت اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و مذهبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
قصیده ۲۷ - مکن مدار برای من ای پسر روزه
مکن مدار برای من ای پسر روزه
که کرد عارض سیمین تو چو زر روزه ۱
ز ماه روزه چو کاهی شد ای پسر ماهت
چگونه ماهی، ماهی بود به سر روزه ۲
تو را چو از شکرت بوی شیر میآید
سپید شد شکرت همچو شیر در روزه ۳
ز لعل پر نمکت بوی خون همیآید
گشادهای تو به خون دلی مگر روزه ۴
ز روزه تا تو لب چون شکر فروبستی
لبم گشاد به خونابهٔ جگر روزه ۵
ز بس که جست بصر چون هلال روی تو را
تباه کرد به خون مردم بصر روزه ۶
دل از فراق تو در روزهٔ وصال بماند
به جان تو که بنگشاد او دگر روزه ۷
اگر سال کنم بوسهای جواب دهی
که بیشکی برود حالی از شکر روزه ۸
وگر به شب طلبم بوسهای بگویی روز
که کس نداشت بدین شام تا سحر روزه ۹
چو من ز عشق تو بیمار و زار مانده اسیر
بیار بوسه و بیمار گو بخور روزه ۱۰
چو جان رنج کش من ز هجر در سفر است
رواست گر بگشاید درین سفر روزه ۱۱
اگرچه من نگشایم ولیک بگشاید
به یک شکر ز لب خوب دادگر روزه ۱۲
خدایگان فلک قدر آنکه هر رمضان
ز خوان او بگشاده است قرص خور روزه ۱۳
سه ماه روزه گرفت و ز نور روزه او
مدام در دو جهان گشت نامور روزه ۱۴
ز بهر روزه شه نه سپر جشنی ساخت
که بو که شه بگشاید بدین قدر روزه ۱۵
فرشتگان که ز شوق خدای میدارند
میان عرش معظم ز خواب و خور روزه ۱۶
اگرچه صایم دهرند لیک بگشایند
موافقت را با شاه پر هنر روزه ۱۷
کسی که روزه گرفته است از شفاعت او
اگر ز هیچ شماری توان شمر روزه ۱۸
اگرچه خشکلب افتاد بحر و بر امروز
ز ابر دست تو بگشاد بحر و بر روزه ۱۹
حسام گوهریت لب ببست و نگشاید
مگر به خون دلم خصم بد گهر روزه ۲۰
چو بام فتح گشادی ز چتر لعل گشاد
همای چتر تو از دامن ظفر روزه ۲۱
کسی که سرکشد از طاعت تو یک سر موی
هبا شمر تو نماز وی و هدر روزه ۲۲
خدایگانا شعر لطیف را عطار
ردیف کرد به مدح تو سر به سر روزه ۲۳
منم که ختم سخن بر من است و زهره کراست
که صد سخن بگشاید بدیهه بر روزه ۲۴
همیشه تا شب و روز است عید روزی باد
هزار عیدت و عیدیت باد هر روزه ۲۵
که کرد عارض سیمین تو چو زر روزه ۱
ز ماه روزه چو کاهی شد ای پسر ماهت
چگونه ماهی، ماهی بود به سر روزه ۲
تو را چو از شکرت بوی شیر میآید
سپید شد شکرت همچو شیر در روزه ۳
ز لعل پر نمکت بوی خون همیآید
گشادهای تو به خون دلی مگر روزه ۴
ز روزه تا تو لب چون شکر فروبستی
لبم گشاد به خونابهٔ جگر روزه ۵
ز بس که جست بصر چون هلال روی تو را
تباه کرد به خون مردم بصر روزه ۶
دل از فراق تو در روزهٔ وصال بماند
به جان تو که بنگشاد او دگر روزه ۷
اگر سال کنم بوسهای جواب دهی
که بیشکی برود حالی از شکر روزه ۸
وگر به شب طلبم بوسهای بگویی روز
که کس نداشت بدین شام تا سحر روزه ۹
چو من ز عشق تو بیمار و زار مانده اسیر
بیار بوسه و بیمار گو بخور روزه ۱۰
چو جان رنج کش من ز هجر در سفر است
رواست گر بگشاید درین سفر روزه ۱۱
اگرچه من نگشایم ولیک بگشاید
به یک شکر ز لب خوب دادگر روزه ۱۲
خدایگان فلک قدر آنکه هر رمضان
ز خوان او بگشاده است قرص خور روزه ۱۳
سه ماه روزه گرفت و ز نور روزه او
مدام در دو جهان گشت نامور روزه ۱۴
ز بهر روزه شه نه سپر جشنی ساخت
که بو که شه بگشاید بدین قدر روزه ۱۵
فرشتگان که ز شوق خدای میدارند
میان عرش معظم ز خواب و خور روزه ۱۶
اگرچه صایم دهرند لیک بگشایند
موافقت را با شاه پر هنر روزه ۱۷
کسی که روزه گرفته است از شفاعت او
اگر ز هیچ شماری توان شمر روزه ۱۸
اگرچه خشکلب افتاد بحر و بر امروز
ز ابر دست تو بگشاد بحر و بر روزه ۱۹
حسام گوهریت لب ببست و نگشاید
مگر به خون دلم خصم بد گهر روزه ۲۰
چو بام فتح گشادی ز چتر لعل گشاد
همای چتر تو از دامن ظفر روزه ۲۱
کسی که سرکشد از طاعت تو یک سر موی
هبا شمر تو نماز وی و هدر روزه ۲۲
خدایگانا شعر لطیف را عطار
ردیف کرد به مدح تو سر به سر روزه ۲۳
منم که ختم سخن بر من است و زهره کراست
که صد سخن بگشاید بدیهه بر روزه ۲۴
همیشه تا شب و روز است عید روزی باد
هزار عیدت و عیدیت باد هر روزه ۲۵
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۵
۴۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیده ۲۶ - ای روی درکشیده به بازار آمده
گوهر بعدی:قصیده ۲۸ - ای حلقهٔ درگاه تو هفت آسمان سبحانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.