هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عناصر طبیعت، ابزارهای موسیقی، مفاهیم فلسفی و باورهای قدیمی سخن میگوید. در آن از تشبیهات و استعارههای پیچیده استفاده شده و مفاهیمی مانند وجود، عناصر چهارگانه (آب، باد، خاک، آتش)، و تفاوتهای فرهنگی و مذهبی بررسی شدهاند.
رده سنی:
18+
متن از نظر زبانی و محتوایی پیچیده است و درک آن نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی، اصطلاحات فلسفی و استعارههای عمیق دارد. همچنین برخی مفاهیم مطرحشده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شمارهٔ ۲ - بند دوم
بت من چه این داستان می سرود
ببحر تقارب تقرب نمود ۱
فعولن فعولن فعولن فعول
چه خوش باشد این سنجه با چنگ و رود ۲
گریوه بود پشته و نهر رود
زبر از فراز است و زیر از فرود ۳
چو بر بت بود بربط م و چنگ صنج
کمانچه غژک دان و عود است رود ۴
ربابه رواده بود و جد م و شت
طرب را مشستی و خنیا سرود ۵
سیاه آبه زاگاب و آمه دوات
سلام است زندش تحیت درود ۶
حسد تیورک غبطه پژمان بود
جگر خون دل دان و اندوه دود ۷
همان مرده ریگ است میراث وارث
زیان است خسران و نفع است سود ۸
چو نیروی پنداره شد واهمه
همان مکر و اندیشه دان نیرنود ۹
زره پوش و خفتان و خرپشته شد
دگر ترک و گبر است هم نام خود ۱۰
جماد و گیا بسته و رسته دان
بسیط است کامود و ضد اشکیود ۱۱
چو خدیه مضاف است و مطلق بود
همان موکده بشنو این نکته زود ۱۲
«سبک موکده » عنصر آتش است
«گران موکده » عنصر خاک بود ۱۳
گران خدیه آب و سبک خدیه باد
سبب رون و اندیشه و بهره بود ۱۴
کشک عقعق و سعوه سنگانه دان
بود غاز خربت قطاع اسفرود ۱۵
هزار است بلبل م غراب است زاغ
کلنگ است گرگی عقاب است مود ۱۶
صنوبرم بود ناژو و کاژو توژ
تبر خون چو عناب توت است تود ۱۷
بشین و گهر ذات و وصف است زاب
چو اویش هویت وجود است بود ۱۸
همان گبر و ترسا و تیداک را
مجوس و نصاری شمر با جهود ۱۹
بسودن بسفتن چو سائیدن است
خراشیدن رخساره گوئی شخود ۲۰
بلارک پرند است و آتش زنه
بود زند و غودان خف و پود و هود ۲۱
هنایش اثر حاجت آیفت دان
فلیوه بود هرزه غره فنود ۲۲
تمطی است فنجا و خمیازه خاژ
فلانه لود تار و پوده است پود ۲۳
چو ناویژ مغشوش و بیژه است ناب
نبهره بود قلب و نو نابسود ۲۴
بنفشه بود فرمه شاهسپرم
چو ریحان و سنبل بود آبرود ۲۵
ببحر تقارب تقرب نمود ۱
فعولن فعولن فعولن فعول
چه خوش باشد این سنجه با چنگ و رود ۲
گریوه بود پشته و نهر رود
زبر از فراز است و زیر از فرود ۳
چو بر بت بود بربط م و چنگ صنج
کمانچه غژک دان و عود است رود ۴
ربابه رواده بود و جد م و شت
طرب را مشستی و خنیا سرود ۵
سیاه آبه زاگاب و آمه دوات
سلام است زندش تحیت درود ۶
حسد تیورک غبطه پژمان بود
جگر خون دل دان و اندوه دود ۷
همان مرده ریگ است میراث وارث
زیان است خسران و نفع است سود ۸
چو نیروی پنداره شد واهمه
همان مکر و اندیشه دان نیرنود ۹
زره پوش و خفتان و خرپشته شد
دگر ترک و گبر است هم نام خود ۱۰
جماد و گیا بسته و رسته دان
بسیط است کامود و ضد اشکیود ۱۱
چو خدیه مضاف است و مطلق بود
همان موکده بشنو این نکته زود ۱۲
«سبک موکده » عنصر آتش است
«گران موکده » عنصر خاک بود ۱۳
گران خدیه آب و سبک خدیه باد
سبب رون و اندیشه و بهره بود ۱۴
کشک عقعق و سعوه سنگانه دان
بود غاز خربت قطاع اسفرود ۱۵
هزار است بلبل م غراب است زاغ
کلنگ است گرگی عقاب است مود ۱۶
صنوبرم بود ناژو و کاژو توژ
تبر خون چو عناب توت است تود ۱۷
بشین و گهر ذات و وصف است زاب
چو اویش هویت وجود است بود ۱۸
همان گبر و ترسا و تیداک را
مجوس و نصاری شمر با جهود ۱۹
بسودن بسفتن چو سائیدن است
خراشیدن رخساره گوئی شخود ۲۰
بلارک پرند است و آتش زنه
بود زند و غودان خف و پود و هود ۲۱
هنایش اثر حاجت آیفت دان
فلیوه بود هرزه غره فنود ۲۲
تمطی است فنجا و خمیازه خاژ
فلانه لود تار و پوده است پود ۲۳
چو ناویژ مغشوش و بیژه است ناب
نبهره بود قلب و نو نابسود ۲۴
بنفشه بود فرمه شاهسپرم
چو ریحان و سنبل بود آبرود ۲۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲۵
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱ - گفتار میرزا صادق خان امیری - ادیب الممالک فراهانی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳ - بند سوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.