هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به شهادت امام حسین (ع) و فداکاریهای او در واقعه کربلا میپردازد. در این شعر، از عشق و وفاداری امام حسین به خداوند سخن گفته میشود و چگونه او همه چیز، از جمله فرزندان و خانواده خود را در راه عشق به خدا فدا کرد. همچنین، اشارهای به آرزوی او برای دادن جانهای بیشتر در راه معشوق دارد. در پایان، شاعر از دردها و رنجهای خود میگوید و امید به روزهای بهتر دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق مذهبی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به صحنههای شهادت و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۵۸ - هست مروی در احادیث حسن
هست مروی در احادیث حسن
از حسین بن علی، کان ممتحن ۱
در زمین کربلا میشد شهید
در میان خاک و خون، خوش میتپید ۲
آمد از سلطان معشوقان ندا
کای به راه دوست کرده جان فدا! ۳
داده در راه وفا فرزند و زن
کشته ی تیغ جفا، از عشق من ۴
آرزویت چیست؟ یک یک بر شمار
تا گذارم آرزویت در کنار ۵
گفت: میخواهم ز تو هفتاد جان
تا کنم یک یک نثارت در زمان! ۶
باز آمد حضرت روح الامین
این پیام آورد از عرش برین ۷
کای جهانت در وفاداری خجل
کرده این نامه به نام خود سجل ۸
گر وفا کردی به وعد از صادقی است
این شهادت منتهای عاشقی است ۹
حد معشوقی است بالاتر از این
راز نتوان گفت پیداتر از این ۱۰
چون شنید این حرف، شاه دین حسین؛
گفت: این خون بر رخ من باد زین ۱۱
داشتی چون میل با این مشت خاک
دادم او را و گرفتم جان پاک ۱۲
حمدلله، ثم حمدلله که دوست
دید کش جان دادنم در راه اوست ۱۳
بس کن آذر، این زبان دیگر است
این زبان را گوش دیگر در خور است ۱۴
صبح شد، ای شمع آتش دم مسوز
دم فروکش، آشکارا گشت روز! ۱۵
تنگ شد دل، ناله را تأثیر ده
نغمه کم کن، رنگ را تغییر ده ۱۶
جان هر کس، محرم این راز نیست
گوش هر کس، لایق این ساز نیست ۱۷
بویی از خون شهیدان صبح و شام
میخورد در راه عشقم، بر مشام ۱۸
داغها دارم، به دل از ماهها
خیزدم از سینه هر شب آهها ۱۹
دردها دارم گمان از رشکها
ریزدم از دیده هر شب اشکها ۲۰
از فلک دارم به سینه سوزها
آه ازین شبها، فغان زین روزها! ۲۱
جانم، از این محنت و اندوه کاست؛
روز امیدی، شب وصلی کجاست؟! ۲۲
از حسین بن علی، کان ممتحن ۱
در زمین کربلا میشد شهید
در میان خاک و خون، خوش میتپید ۲
آمد از سلطان معشوقان ندا
کای به راه دوست کرده جان فدا! ۳
داده در راه وفا فرزند و زن
کشته ی تیغ جفا، از عشق من ۴
آرزویت چیست؟ یک یک بر شمار
تا گذارم آرزویت در کنار ۵
گفت: میخواهم ز تو هفتاد جان
تا کنم یک یک نثارت در زمان! ۶
باز آمد حضرت روح الامین
این پیام آورد از عرش برین ۷
کای جهانت در وفاداری خجل
کرده این نامه به نام خود سجل ۸
گر وفا کردی به وعد از صادقی است
این شهادت منتهای عاشقی است ۹
حد معشوقی است بالاتر از این
راز نتوان گفت پیداتر از این ۱۰
چون شنید این حرف، شاه دین حسین؛
گفت: این خون بر رخ من باد زین ۱۱
داشتی چون میل با این مشت خاک
دادم او را و گرفتم جان پاک ۱۲
حمدلله، ثم حمدلله که دوست
دید کش جان دادنم در راه اوست ۱۳
بس کن آذر، این زبان دیگر است
این زبان را گوش دیگر در خور است ۱۴
صبح شد، ای شمع آتش دم مسوز
دم فروکش، آشکارا گشت روز! ۱۵
تنگ شد دل، ناله را تأثیر ده
نغمه کم کن، رنگ را تغییر ده ۱۶
جان هر کس، محرم این راز نیست
گوش هر کس، لایق این ساز نیست ۱۷
بویی از خون شهیدان صبح و شام
میخورد در راه عشقم، بر مشام ۱۸
داغها دارم، به دل از ماهها
خیزدم از سینه هر شب آهها ۱۹
دردها دارم گمان از رشکها
ریزدم از دیده هر شب اشکها ۲۰
از فلک دارم به سینه سوزها
آه ازین شبها، فغان زین روزها! ۲۱
جانم، از این محنت و اندوه کاست؛
روز امیدی، شب وصلی کجاست؟! ۲۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۲
۳۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - ازین پیش چندی ز شاه جهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.