هوش مصنوعی:
تاجری ثروتمند که کنیزکی زیبا داشت، او را فروخت و بعداً پشیمان شد. تلاش کرد او را بازخرید، اما موفق نشد. این واقعه باعث شد تاجر از حماقت خود در فروختن عشقش آگاه شود و به نعمتهای خداوند و ارزش عمر خود پی ببرد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
حکایت تاجری که از فروختن کنیز خود پشیمان شد
تاجری مالی و ملکی چند داشت
یک کنیزک با لبی چون قند داشت ۱
ناگهش بفروخت تا آواره شد
بس پشیمان گشت و بس بیچاره شد ۲
رفت پیش خواجهای او بیقرار
میخریدش باز افزون از هزار ۳
ز آرزوی او جگر میسوختش
خواجهٔ او باز مینفروختش ۴
مرد میشد در میان ره مدام
خاک بر سر میفشاندی بردوام ۵
زار میگفتی که این داغم بس است
وین چنین داغی سزای آن کس است ۶
کز حماقت رفت، چشم عقل دوخت
دلبر خود را به دیناری فروخت ۷
روز بازاری چنین آراسته
تو زیان خویش را برخاسته ۸
هر نفس ز انفاس عمرت گوهریست
سوی حق هر ذرهای نو رهبریست ۹
از قدم تا فرق نعمتهای اوست
عرضه ده بر خویش نعمتهای دوست ۱۰
تا بدانی کز که دورافتادهای
در جدایی بس صبور افتادهای ۱۱
حق ترا پرورده در صد عز و ناز
تو ز نادانی به غیری مانده باز ۱۲
یک کنیزک با لبی چون قند داشت ۱
ناگهش بفروخت تا آواره شد
بس پشیمان گشت و بس بیچاره شد ۲
رفت پیش خواجهای او بیقرار
میخریدش باز افزون از هزار ۳
ز آرزوی او جگر میسوختش
خواجهٔ او باز مینفروختش ۴
مرد میشد در میان ره مدام
خاک بر سر میفشاندی بردوام ۵
زار میگفتی که این داغم بس است
وین چنین داغی سزای آن کس است ۶
کز حماقت رفت، چشم عقل دوخت
دلبر خود را به دیناری فروخت ۷
روز بازاری چنین آراسته
تو زیان خویش را برخاسته ۸
هر نفس ز انفاس عمرت گوهریست
سوی حق هر ذرهای نو رهبریست ۹
از قدم تا فرق نعمتهای اوست
عرضه ده بر خویش نعمتهای دوست ۱۰
تا بدانی کز که دورافتادهای
در جدایی بس صبور افتادهای ۱۱
حق ترا پرورده در صد عز و ناز
تو ز نادانی به غیری مانده باز ۱۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۲
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت دردمندی که از مرگ دوستش پیش شبلی گریه میکرد
گوهر بعدی:حکایت خسروی که سگ تازی خود را رها کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.