هوش مصنوعی: شاعر در این متن به دنبال درک عمیق عشق و ترکیب آن با عقل است. او می‌خواهد عشق را فرزانه و عقل را شیدا کند، و از این طریق به درک بهتری از هستی برسد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، عقل، نیستی، و نام دوست سخن می‌گوید و به دنبال یافتن معنا در زندگی است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار می‌باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۱۲ - آمدم تا رسم تو در عاشقی پیدا کنم

آمدم تا رسم تو در عاشقی پیدا کنم
عشق را فرزانه سازم عقل را شیدا کنم

عشق را زیبق بگوش و عقل را نشتر بچشم
تا چه زاید این اصم را جفت آن اعما کنم

زحمت ساقی، که عمرش بادباقی، تا بکی
رخصتی خواهم که تالب بر لب دریا کنم

عشق را از دیده سوی دل برم از دل بجان
باده را از لب بجام از جام در مینا کنم

من زبان بربسته ام، تو گوش بر بند ای ندیم
تا زبان بیزبانی را مگر گویا کنم

عقل میگوید که لامعبود الاالله و من
لای مطلق فانی اندر مطلق الا کنم

تا چو امروزم نباشد بر فوات دی دریغ
لاجرم امروز باید چاره ی فردا کنم

آتش دل آب چشم آورده ام با خود که من
سنگ این آیینه سازم خار آن خرما کنم

پاس نام دوست دارم ورنه من در عاشقی
نام نیک آنگه کنم حاصل که خود رسوا کنم

گر شوم از خویش پنهان او عیان گردد نشاط
آنچه را گم کرده ام چون گم شود پیدا کنم

ملک دل را با صفای نیستی آراستم
تا دعای هستی دارای ملک آرا کنم
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - زتست پای گریزم ز تست دست ستیزم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - در دست نفس سرکش مقهور و مضطریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.