هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق، جنون، زیبایی و دلبستگی سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق و تأثیر نگاه عاشقان بر زیبایی، همچنین از وابستگی دل به خیال معشوق و ارزشهای معنوی در زندگی میگوید. در انتها نیز به نقش پیر طریقت در روشنگری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش ادبی نسبی دارند.
شماره ۲۴ - هر که در دشت جنون بیند من دیوانه را
هر که در دشت جنون بیند من دیوانه را
کی شود مانند مجنون آشنا بیگانه را؟! ۱
حسن خوبان را جلا باشد نگاه عاشقان
اعتباری نیست این جا شمع بی پروانه را! ۲
الفتی دارد خیال مار گیسویش به دل
گنج بسیار است گویا خاک این ویرانه را! ۳
از سر سودای زلف او چنان سازم گذر
ای فسنگر با که می گوئی تو این افسانه را؟! ۴
با نگاهی کلبه احسان ما آباد کن
نیست جز مد نگه معمار این کاشانه را ۵
تا توانی در نگارستان چشمش کن نظر
ای بسا افسون که باشد این عجائب خانه را! ۶
طغرل اسرار ادب از باده روشن می شود
نیست جز پیر طریقت مرشدی میخانه را! ۷
کی شود مانند مجنون آشنا بیگانه را؟! ۱
حسن خوبان را جلا باشد نگاه عاشقان
اعتباری نیست این جا شمع بی پروانه را! ۲
الفتی دارد خیال مار گیسویش به دل
گنج بسیار است گویا خاک این ویرانه را! ۳
از سر سودای زلف او چنان سازم گذر
ای فسنگر با که می گوئی تو این افسانه را؟! ۴
با نگاهی کلبه احسان ما آباد کن
نیست جز مد نگه معمار این کاشانه را ۵
تا توانی در نگارستان چشمش کن نظر
ای بسا افسون که باشد این عجائب خانه را! ۶
طغرل اسرار ادب از باده روشن می شود
نیست جز پیر طریقت مرشدی میخانه را! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - تا به اوج دلبری زد اخترش دنباله را
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - تا ز عکس خویش کردی سرفراز آئینه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.