هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق، نالههای بیاثر، گریهها و حسرتهایش میگوید و بیان میکند که تمام تلاشهایش برای جلب توجه معشوق بیفایده بوده است. همچنین، او از درمانناپذیری درد عشق و بیثمر بودن امیدهایش مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و درد عشق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین و نامناسب باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۹۸ - می کنم جان در غم او کندن جانم عبث
می کنم جان در غم او کندن جانم عبث
در وفایش عهد کردم عهد و پیمانم عبث! ۱
ناله ام بشنید و تأثیری به گوش او نکرد
از فراقش گریه و فریاد و افغانم عبث! ۲
دانه اشکم نشد سرسبز در باغ امید
در رهش شد قطره های چشم گریانم عبث ۳
نیست از عشقش مرا سرمایه جز سامان غم
لیک در هجران او تمهید سامانم عبث! ۴
چون سگان نان دادمش تا رام من گردد رقیب
حسرتا با این سگ دیوانه شد نانم عبث! ۵
در مریض عشق بی درمانی درمان می شود
هیچ درمانی به دردم نیست درمانم عبث! ۶
مقصدم زین نسخه طغرل آنکه ماند نام من
گر نماند نام من این نقش دیوانم عبث! ۷
در وفایش عهد کردم عهد و پیمانم عبث! ۱
ناله ام بشنید و تأثیری به گوش او نکرد
از فراقش گریه و فریاد و افغانم عبث! ۲
دانه اشکم نشد سرسبز در باغ امید
در رهش شد قطره های چشم گریانم عبث ۳
نیست از عشقش مرا سرمایه جز سامان غم
لیک در هجران او تمهید سامانم عبث! ۴
چون سگان نان دادمش تا رام من گردد رقیب
حسرتا با این سگ دیوانه شد نانم عبث! ۵
در مریض عشق بی درمانی درمان می شود
هیچ درمانی به دردم نیست درمانم عبث! ۶
مقصدم زین نسخه طغرل آنکه ماند نام من
گر نماند نام من این نقش دیوانم عبث! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۷ - پریشان جعد سنبل از سر زلف سمنسایت
گوهر بعدی:شماره ۹۹ - چاک است گویا پیراهن صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.