هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج عاشق در فراق معشوق است. شاعر از غم عشق، بیقراری، بیطاقتی و نالههای دلش میگوید و معشوق را به صیادی تشبیه میکند که او را به دام انداخته است. همچنین، از نگاه سختگیرانه معشوق و قدرت او در جذب عاشقان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه عمیق و تشبیهات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'پیرهن مانند قفس' و 'نگاه چشم سفاک' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۱۶ - مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد
مرا از عالم و آدم غم عشق تو بس باشد
به پیش آتش عشقت دلم مانند خس باشد ۱
ازان روزی که افتادم به دام چون تو صیادی
ازان رو پیرهن در تن مرا همچون قفس باشد ۲
یکی بازآ به سوی من که از بی طاقتی تا کی
فغان و ناله و فریادم از دل چون جرس باشد؟! ۳
نگه را رخصت نظاره فرما در شب زلفش
کجا عشاق را اندیشه ترس عسس باشد؟! ۴
نبرم از تو پیوند محبت را به صد محنت
اگر چه فرصت عمرم به عالم یک نفس باشد! ۵
نگاه چشم سفاکش به سوی عاشقان هر دم
بدان ماند که ترک روم بر روی فرس باشد ۶
به یک پرواز صید صد معانی می کند طغرل
به پیش چنگل او صید عنقا چون مگس باشد ۷
به پیش آتش عشقت دلم مانند خس باشد ۱
ازان روزی که افتادم به دام چون تو صیادی
ازان رو پیرهن در تن مرا همچون قفس باشد ۲
یکی بازآ به سوی من که از بی طاقتی تا کی
فغان و ناله و فریادم از دل چون جرس باشد؟! ۳
نگه را رخصت نظاره فرما در شب زلفش
کجا عشاق را اندیشه ترس عسس باشد؟! ۴
نبرم از تو پیوند محبت را به صد محنت
اگر چه فرصت عمرم به عالم یک نفس باشد! ۵
نگاه چشم سفاکش به سوی عاشقان هر دم
بدان ماند که ترک روم بر روی فرس باشد ۶
به یک پرواز صید صد معانی می کند طغرل
به پیش چنگل او صید عنقا چون مگس باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - زلف مشکین تا به دور ماه رویش هاله زد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - مرا عشق تو تا سرمایه دنیا و دین باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.