هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی معشوق، درد هجران و بی‌وفایی او سخن می‌گوید. تصاویر شاعرانه مانند خطوط کتاب، مور مهمان سلیمان، چشم غزالان و آئینه‌های حیران، زیبایی معشوق را توصیف می‌کنند. همچنین، شاعر از تأثیر هجران بر دل عاشقان و ویرانی کعبه دل اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۲۳ - کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد

کتاب عارضش را تا سواد خط نمایان شد
ز مضمون براتش مور مهمان سلیمان شد ۱

نگاه حیرتنگیزش بساط آراست شوخی را
رم چشم غزالان از خدنگ ناز مژگان شد ۲

تماشای بهارستان رخسارش چسان سازم
که از عکس جمال او هزار آئینه حیران شد؟! ۳

سخن می رفت در گلشن همانا دوش از زلفش
وگرنه از چه این دم خاطر سنبل پریشان شد؟! ۴

بیا ای بانی قصر دل عشاق کز هجرت
ز سیلاب سرشک من بنای کعبه ویران شد! ۵

وفا ای بی وفا هرگز نمی سازی به عهد خود
فراموشت ز خاطر گوئیا آن عهد و پیمان شد؟! ۶

ز گیسوی تو تا زنار بسته بر میان طغرل
بتا رحمی به حال او که دور از نقد ایمان شد! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۲ - تا کمند زلف او صد دل به یک مو می کشد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴ - آه از دور فلک یک لحظه بر کامم نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.