هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه و ستایشآمیز است که در آن شاعر عشق و ارادت خود را به معشوق یا شخصیت مورد ستایش بیان میکند. او از زیباییها و تأثیرات معشوق بر طبیعت و اطرافیان سخن میگوید و خود را به عنوان بندهای وفادار معرفی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و تشبیههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۱ - سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
سرم به زیر قدوم تو گر غبار شود
ز یمن مقدم تو خوان من مزار شود ۱
یکی گذر به سر تربتم که بعد از مرگ
ز خاک من به رهت نرگس انتظار شود ۲
دمی به سوی چمن بگذر و تماشا کن
که صحن باغ پر از غل غل هزار شود ۳
سمن که زلف تو را دید سر فرود آرد
گل از تراوت رخساره تو خوار شود ۴
لبت که وقت تکلم حیات می بخشد
مسیح از لب لعل تو شرم سار شود ۵
امیر کشور حسنی و نیست مانندت
هر آن که روی تو را دید بی قرار شود ۶
منم که حلقه به گوش توام نمی پرسی
چه می شود که تو را طغرل اعتبار شود؟! ۷
ز یمن مقدم تو خوان من مزار شود ۱
یکی گذر به سر تربتم که بعد از مرگ
ز خاک من به رهت نرگس انتظار شود ۲
دمی به سوی چمن بگذر و تماشا کن
که صحن باغ پر از غل غل هزار شود ۳
سمن که زلف تو را دید سر فرود آرد
گل از تراوت رخساره تو خوار شود ۴
لبت که وقت تکلم حیات می بخشد
مسیح از لب لعل تو شرم سار شود ۵
امیر کشور حسنی و نیست مانندت
هر آن که روی تو را دید بی قرار شود ۶
منم که حلقه به گوش توام نمی پرسی
چه می شود که تو را طغرل اعتبار شود؟! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۰ - صبح صادق از طلوع معنی ام آگاه بود
گوهر بعدی:شماره ۱۵۲ - بود آن روز که چشمم به رخت باز شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.