هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل، به موضوعاتی مانند عشق، وفا، درد فراق، و رازهای محبت میپردازد. شاعر از یار، زلفش، تیغش، و وفایش سخن میگوید و از عاشقان میخواهد که اسرار عشق را از طبیعت و نشانهها بپرسند. همچنین، اشارهای به رنجهای عشق و جنون ناشی از آن دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی سنگین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این شعر بیشتر مناسب افرادی است که با ادبیات کلاسیک فارسی آشنایی دارند و میتوانند مفاهیم انتزاعی آن را درک کنند.
شماره ۱۸۳ - با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
با زخم تغافل ز لب یار دوا پرس
ز ابروی کجش واقعه قد دو تا پرس ۱
افسانه زلفش که بسی دور و دراز است
کوته کنم این قصه تو از باد صبا پرس ۲
با جوهر تیغش مزن از عرض وفا دم
احوال شهیدان وی از رنگ حنا پرس! ۳
قانون محبت که بری از بم و زیر است
عشاق به هر ساز که دیدی ز نوا پرس ۴
قاصد به تو هر کس که کند عرض نیازی
لیکن ز من البته به تکرار جدا پرس! ۵
آسوده دلان دشمن غم های جهانند
هر نکته که از دوست بپرسی تو ز ما پرس ۶
کس نیست کند معرفت دشت جنون را
این خار ره عشق تو از آبله پا پرس ۷
منع کرم خویش کنی چند ز ابرام؟!
ای جبهه گیره کرده تو از دست دعا پرس! ۸
هر کس نبود محرم اسرار محبت
گر همدم مجنون شدی از درس وفا پرس ۹
بی عرض طمع نیست سویش حاجت هر کس
ای باد گرش دیدی ز من بهر خدا پرس! ۱۰
طغرل شده ام ششدر این مصرع بیدل
راهی که به جائی نرسد از همه جا پرس ۱۱
ز ابروی کجش واقعه قد دو تا پرس ۱
افسانه زلفش که بسی دور و دراز است
کوته کنم این قصه تو از باد صبا پرس ۲
با جوهر تیغش مزن از عرض وفا دم
احوال شهیدان وی از رنگ حنا پرس! ۳
قانون محبت که بری از بم و زیر است
عشاق به هر ساز که دیدی ز نوا پرس ۴
قاصد به تو هر کس که کند عرض نیازی
لیکن ز من البته به تکرار جدا پرس! ۵
آسوده دلان دشمن غم های جهانند
هر نکته که از دوست بپرسی تو ز ما پرس ۶
کس نیست کند معرفت دشت جنون را
این خار ره عشق تو از آبله پا پرس ۷
منع کرم خویش کنی چند ز ابرام؟!
ای جبهه گیره کرده تو از دست دعا پرس! ۸
هر کس نبود محرم اسرار محبت
گر همدم مجنون شدی از درس وفا پرس ۹
بی عرض طمع نیست سویش حاجت هر کس
ای باد گرش دیدی ز من بهر خدا پرس! ۱۰
طغرل شده ام ششدر این مصرع بیدل
راهی که به جائی نرسد از همه جا پرس ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - بر رخش آئینه را یک چشم حیران است و بس
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.